به بهانه تشکیل کلاس های درس حوزوی در آستان حضرت شیخ صدوق

در آستانه آرام و نورانی حضرت شیخ صدوق (رضوان‌الله‌علیه)، وقتی حلقه‌ای از طلاب برای درس و بحث گرد هم می‌آیند، گویی پرده‌های زمان اندکی کنار می‌رود. سکوتی لطیف در فضا جاری است؛ سکوتی که با تورق  کتاب‌ها و نجواهای علمی شکسته می‌شود و آدمی را به قرن‌ها پیش می‌برد؛ به روزگاری که محمد بن علی بن بابویه قمی، همان شیخ صدوق بزرگ، با دلی سرشار از عشق به حدیث اهل‌بیت علیهم‌السلام، محفل درس خویش را برپا می‌کرد.

در خیال جان، می‌توان آن روزگار را دید: شاگردانی که گرد استاد حلقه زده‌اند، قلم‌ها بر کاغذ می‌لغزند، و کلمات حدیث چون دُرّهای نورانی از زبان عالمی وارسته جاری می‌شود. شیخ صدوق روایت می‌گوید؛ از امامان معصوم علیهم‌السلام، از حقیقت دین، از راه روشن هدایت. صدای او نه تنها درس که امانتِ معرفت است؛ امانتی که باید از سینه‌ای به سینه دیگر منتقل شود.

اکنون، در این روزگار، وقتی کلاس‌های حوزوی در کنار آرامگاه او شکل می‌گیرد، همان حس دیرین دوباره زنده می‌شود. گویی خاک این مکان، خاطره آن محافل علمی را در خود حفظ کرده است. نسیم حرم، با خود یاد آن روزهای روشن را می‌آورد؛ روزهایی که در محفل شیخ صدوق، چراغ حدیث روشن می‌شد و طالبان دانش از شهرها و دیارهای دور، برای شنیدن کلام او گرد می‌آمدند.

طلاب امروز، در سایه همان نام بزرگ، کتاب می‌گشایند و درس می‌خوانند. اما دلشان خوب می‌داند که اینجا تنها یک کلاس ساده نیست؛ ادامه همان سلسله نورانی تعلیم و تعلّم است که قرن‌ها پیش در محضر شیخ صدوق آغاز شد. هر واژه‌ای که خوانده می‌شود، گویی پلی است میان گذشته و امروز؛ میان قلم‌های آن شاگردان و دفترهای این طلاب.

در این فضای آکنده از یاد و معنویت، انسان احساس می‌کند که تاریخ هنوز زنده است؛ که محفل درس شیخ صدوق هنوز خاموش نشده، بلکه همچنان در قالب حلقه‌های علمی امروز ادامه دارد.

چه دلنشین است این پیوند پنهان میان دیروز و امروز؛

پیوندی که در آن، صدای تدریس یک عالم بزرگ از دل تاریخ برمی‌خیزد و در گوش جان طالبان علم، هنوز هم طنین می‌اندازد.

Scroll to Top