پژوهشی از واحد تولید محتوای رسانه آستان حضرت شیخ صدوق- بهمن ماه 1404
بخش نخست بررسی ميزان تأثيرپذيری يک دانشمند در آثارش، از يک دانشمند پيشين يا هم عصر ديگر، از مباحث مرسوم است . از جمله عادت های علمی دانشمندان اسلامی، بهره گيری از آثار و نوشته های عالمان پيشين است. اين رسم دانشی در ميان دانشيان حديث و علوم حديث و به طور کلّی رشته های علوم نقلی بيشتر و بهتر در پيش ديدگان اهل دانش نمايان است. در ميان حوزه ها و موضوعاتي که محدّثان و دانشمندان علوم حديث به آن وارد شده اند نيز، برخی موضوعات و مسايل نياز بيشتری را به طرح مطالب نقلی دارد. تفسير قرآن بر اساس روايات اهل بيت (عليهم السّلام) از اين دست است. مرحوم فيض کاشانی، به عنوان يک عالم ديني رسم عالمان پيشين نقلي را پاس داشته و در آثار خويش از متون حديثی پيش نگاشته، بهره فراوان برده است. ملامحسن فیض کاشانى، حکیم، محدث، مفسر، عارف، شاعر و یکى از اکابر علما و فقهای اخباری دوره صفویه در قرن یازدهم هجری و از شاگردان برجسته ملاصدرای شیرازی و معاصر با شاه عباس دوم بوده است که«تفسير الصافي»، از آثار معروف ایشان است. يکی از عالمانی که مرحوم فيض کاشانی بهره فراوانی از آثار او برده است، ابوجعفر محمد بن علی بن بابويه قمی معروف به شيخ صدوق است. او فقط در کتاب التفسير الصافی، از ۹ کتاب که توسط شيخ صدوق به نگارش درآمده، بهره مند شده است. بيشترين بهره فيض کاشانی از کمال الدين در موضوع نبوّت و امامت؛ از کتاب من لا يحضره الفقيه در ابواب فقهی؛ از ثواب الاعمال در بيان ثواب سوره ها؛ از کتاب التوحيد در تفسير آيات توحيدی؛ از کتاب الاعتقادات در برخی مسائل اعتقادی و از کتاب های ديگر نيز در بخش ها و موضوعات ديگر تفسيری، بوده است. همه اين کتاب ها که مورد استفاده فيض بوده، هم اکنون نيز موجود و قابل بهره برداری است. بررسی چنین موضوعی دارای آثار بسیاری است که در این نوشتار به آنها پرداخته می شود. يکي از مهم ترين و با ارزش ترين فايده های اين نوشته، اين است که بابی را پيش روی دانشيان باز مي کند که برای تدوين کتاب خانه مرحوم فيض کاشاني اقدام علمی و عملی نمايند. مراد از کتابخانه، مجموعه کتاب هایی است که يک دانشمند در هر رشته علمی بدان دسترسی داشته و از آن استفاده می کرده است. بازيابی اين منابع اطلاعاتی يک دانشمند، در رسيدن به نگاه او به اين افکار و دستيابی به آرای دانشمندان مختلف، گستره مطالعات او، موضوعات و علومی که مورد بررسی قرار داده و دغدغه های فکری او، کمک شايانی به زوايای مختلف يک پژوهش می کند. بی ترديد مرحوم فيض کاشانی و هر دانشمند ديگری برای تبحر در هر علمی و رسيدن به مقام اجتهاد و صاحب نظر شدن در آن، علاوه بر زانو زدن در مقابل اساتيد آن رشته دانشی، نيازمند تحقيق کتابخانه ای و خواندن و بررسی کتاب های مهم و مرجع در آن علم است. برای نمونه، مرحوم فيض کاشانی هنگامی فقيه در احکام دين می شود که نزد فقهای بنام آن دوره، تلمذ کرده و خوشه چينی نموده باشد و کتاب های فهقی نويسندگان مختلف را خوانده و احاديث فقهی را بررسی کرده باشد. استناد او به آرا و نظرات فقهی فقيهان گذشته و ارجاع به کتاب های ايشان، نشانه ی وجود يک کتابخانه بزرگ فقهی، نزد مرحوم فيض کاشانی بوده است. همين سخن در علومی چون کلام، حديث و تفسير نيز جاری است. ورود مرحوم فيض کاشاني به مباحث گوناگون علمی، نيازمند پشتوانه ای از مطالعات جدی و عميق در مباحث گوناگون اين علوم است.
آشنا شدن با اين منابع مطالعاتي که مرحوم فيض کاشانی در تنظيم مباحث و تأليف کتاب ها و اثبات و ردّ نظرات ديگران و نيز بحث ها و مناظراتش از آنها بهره برده است؛ در ترسيم فضای علمی دوره زندگي اش و فضای حاکم بر نگارش آثار مرحوم فيض کاشانی، موثر است.
برخی از مطالبی که به دانش تاريخ حديث و حوزه ها، مکاتب و مدارس حديثی، مربوط می شود، در کنار اين گونه نوشته ها پديدار گشته و برخي از ابهامات درباره ارتباط، تعامل و يا تقابل فکری و علمی آنها روشن می گردد.
برای نمونه با بررسی زندگی، آثار، اساتيد و شاگردان، منابع مطالعاتي، طرق روايي و… درباره فيض کاشانی، بخش قابل توجهی از تاريخ حديث، از پرده ابهام خارج می شود.
در زندگی هر دانشمندی مسايل بسيار مهمی مطرح است که بررسی هر یک از آنها می تواند موضوع یک رساله باشد.
مباحثی مانند: حيات علمی، دانش های او، پژوهش ها و نگارش ها، روش او در يک دانش و يکي از آن موضوعات، بررسی و يافتن زمينه ها و سرچشمه های فکری يک عالم است.
بدين معنا که دانشمند مورد نظر و در اينجا مرحوم فيض کاشانی، دارای چه پيشينه فکری بوده، که وی را به دانشمندی اين چنين و با اين ويژگی ها تبديل کرده است.
از چه سرچشمه های فکري استفاده کرده و ميزان تأثيرگذاری هر يک بر شخصيت علمی مرحوم فيض کاشانی به چه اندازه بوده است؟ بسترهاي زمانی، مکانی و شرايطی که برای ايفای نقش اين عالم امامی فراهم آمده بود، چه بود؟
اين گونه پژوهش ها می تواند زمينه ای فراهم آورد که سرچشمه های فکری مرحوم فيض کاشانی و همه عوامل تأثيرگذار بر وی مورد بررسی قرار گيرد.
مرحوم فيض کاشانی در تفسير قرآن خود بر پايه روايات از منابع روايي بسياری بهره برده است.
او در مقدمه ي تفسير الصافی اين منابع را معرفی می کند و بنا بر روش خود در متن، يک يک آنها را با نام اختصاريافته نام می برد.
بخش قابل توجّهی از منابع روايي که مورد استفاده فيض قرار گرفته است، از نوشته های شيخ صدوق است که آنها را نيز معرّفی کرده است.
فيض کاشانی در تفسيرش بارها نام شيخ صدوق را آورده و از او به بزرگی ياد کرده و در حق او دعا کرده است.
او در مقدّمه دوازدهم از تفسيرش، منابع خود از تأليفات صدوق را چنين معرفی کرده است:
« و ما نقلناه من کتب الاصحاب نسبناه إليها بالإقتصار في أسمائها کالإکتفاء بالمضاف عما أضيف إليه کالمجمع و الجوامع للشيخ أبي علي الطبرسي و کالتوحيد و العيون و العلل و الاکمال و المعاني و المجالس و الاعتقادات من تصانيف الصدوق أبي جعفر بن بابويه رحمة الله… و کنّينا عن کتاب من لايحضره الفقيه بالفقيه… »
اگرچه روش مؤلف بر آن است که منابع خود را معرفی کند، ولی موارد بسياری هم هست که بدون ذکر نام کتاب و نام نويسنده، متونی را ذکر می کند،چه بسا بخشی از اين متون بي نشان هم، برگرفته از آثار صدوق باشد.
در ادامه به آثاری از شيخ صدوق اشاره می شود که مورد مطالعه و بهره گيری فيض کاشانی قرار گرفته است.
يکي از منابع مورد استفاده فيض از مجموعه آثار صدوق، کتاب من لا يحضره الفقيه است.
فيض در اين کتاب با نام الفقيه از آن نام مي برد.
در حدود دويست مورد استفاده از کتاب الفقيه، بيشترين حجم احاديث نقل شده در تفسير صافي، از نوع احاديث فقهي مي باشد.
اين احاديث که در سرتاسر اين کتاب جاي گرفته است، ابواب مختلف فقهي را در ذيل آيات احکام در برگرفته است.
اين روايات در تفسير آياتي چون نماز، زکات، روزه نقش آفريني مي کند، البته بايد دانست که از روايات غير فقهي کتاب الفقيه نيز در تفسير برخي آيات بهره گرفته شده است.
فيض کاشاني در مقدمه نهم تفسير صافي، در بحث زمان نزول قران از کتاب من لايحضره الفقيه نقل حديث کرده و گفته است: و في الفقيه بإسنادهما عن أبي عبدالله (عليه السّلام) قال نزلت التوراة في ست مضين من رمضان و نزل…
و در جايي ديگر گفته است: قال في الفقيه: تکامل نزول القرآن ليلة القدر، و کانّه اراد ما قلناه و بهذا التحقيق حصل التوفيق بين نزوله تدريجاً و دفعة و استرحنا من تکلّفات المفسّرين.
فيض کاشاني به اختلاف نسخه اين کتاب نيز توجّه داشت ،براي نمونه در اين بحث گفته است: و في بعض نسخ الفقيه و نزل الفرقان في ليلة القدر.
در مقدمه ي يازدهم کتاب در بحث چگونگي تلاوت قرآن و آداب آن نيز روايت ديگري را نقل کرده و مي گويد:
قال في الفقيه: سأل رجل علي بن الحسين (عليهما السّلام) عن شراء جارية لها صوت. فقال ما عليک لو اشتريتها فذکرتک الجنّة…
و في معناه اخبار اخر و کلام الفقيه يعطي أن بناء الحلّ و الحرمة علي ما ينغنّي و الحديث الأخير يعطي أن لسماع صوت الاجنبيّة مدخلاً في الحرمة فتأمّل.
نگارش کتاب بر اساس برشماري ثواب کارهای نيک و عقاب کارهاي بد، يکي از زمينه هاي نگارش در ميان عالمان اسلامي است. جناب شيخ صدوق هم، مانند بسياري از نويسندگان ديني، کتاب ثواب الأعمال و عقاب الأعمال را به نگارش درآورده است. اگرچه عنوان ثواب الأعمال و عقاب الأعمال براي دو کتاب است، ولي چاپ اين دو کتاب در يک مجلّد، برخي را به اشتباه انداخته، که آن را يک کتاب بدانند. مرحوم فيض از کتاب ثواب الاعمال استفاده کرده است. فيض کاشاني برخلاف رويه مفسّران ديگر که در ابتداي تفسير سوره ها از فضايل سوره سخن مي گويد، در پايان تفسير هر سوره، روايات ثواب قرآئت سوره ها را بيان کرده است. منبع او در بيان ثواب قرائت سوره ها، از کتاب هاي مجمع البيان طبرسي، تفسير عيّاشي، ثواب الأعمال صدوق و گاه الکافي کليني بوده است. مرحوم فيض کاشاني بيشتر روايات مربوط به بيان ثواب قرائت سوره ها و آيات قرآن کريم را که در کتاب ثواب الاعمال درج شده است، در تفسير الصافي آورده است. المجالس نام ديگري براي کتاب الامالي صدوق است. اگرچه امروز همگان اين کتاب را با نام الامالي مي شناسد، ولي شيخ نجاشي آن را العرض علي ( في ) المجالس دانسته است شيخ صدوق و شاگردانش جلسات اين کتاب را مجلس املا خوانده اند. به هر روي، فيض کاشاني اين کتاب را المجالس خوانده، در مقدمه به آن اشاره داشته و در متن به بهره گيري از آن تصريح کرده است. درباره موضوعات مورد استفاده فيض از کتاب المجالس بايد گفت به دليل آن که کتاب هاي امالي، تابع موضوع خاص نبوده و در هر مجلسي احاديث يک موضوع يا احاديث گوناگون املا مي شد، قاعده خاصي در بهره مندي وجود ندارد. هرگاه مرحوم فيض در هر جايي از تفسيرش، به حديثي از احاديث کتاب المجالس نيازمند مي شد، از آن استفاده مي کرد. تنها وجهي که مي توان بخش قابل توجّهي از حدود پنجاه حديث نقل شده از کتاب الامالي را تحت يک موضوع جمع مي کند، رواياتي است که به صورت خاص در تفسير يک آيه از قرآن وارد شده است. بر اساس اصطلاحات رايج در ميان نويسندگان علم کلام، اعتقادنامه ها، متوني براي اظهار و بيان اعتقادات است و معمولاً نويسنده در آن به تبيين و تنظيم اعتقادات بدون اثبات و دفاع مي پردازد. سابقه اي براي اين گونه نگارش ها در ميان نگارش هاي کلامي نويسندگان امامي پيش از شيخ صدوق يافت نمي شود. ولي مي توان حدس زد که شيخ صدوق اين اعتقادنامه ها را در مقابل اعتقادنامه هاي اهل حديث و پيروان مالک و احمد بن حنبل نوشته باشد. در ميان اين گروه از اهل سنت فقط اين حد از ورود به ميدان اعتقادات جايز بوده و فراتر از آن يعني به وادي اثبات، بحث و مناظره و دفاع در مسايل کلامي نمي توان قدم نهاد. نگارش فهرستي از اعتقادات بر اساس برداشت از ظاهر قرآن و روايات، شکل دهنده اين اعتقادنامه ها است و شيخ صدوق نيز بر همين اساس آن ها را تنظيم کرده است. در آثار صدوق سه رساله و کتاب در اين باره وجود دارد: الاعتقادات في دين الاماميه، بخش نخست کتاب الهداية في الاصول و الفروع و مجلس نود و سوم از کتاب الامالي يا المجالس که مشهورترين آن ها رساله الاعتقادات في دين الاماميه است که به دين الاماميه، اعتقاد الاماميه، عقايد الاماميه نيز شهرت دارد. صدوق در اين رساله که داراي چهل و پنج باب است، به تبيين عقايد شيعه مي پردازد. اکثر باب هاي کتاب با کلمه « اعتقادنا في » آغاز مي شود. اين کتاب يکي از مهم ترين متون اعتقادي شيعه است که هم مورد شرح و تفسير مؤلفان و هم مورد نقد مخالفان قرار گرفته است. مرحوم فيض در مقدمه ششم از مقدّمات دوازده گانه کتابش که درباره عدم تحريف قرآن است، مي گويد: و قال شيخنا الصدوق رئيس المحدّثين محمد بن علي بن بابويه القمي طيب الله ثراه في اعتقاداته: « اعتقادنا أن القرآن الذي أنزله الله علي نبيّه (صلّي اللهليه و آله و سلّم) هو ما بين الدفّتين و ما في أيدي الناس ليس بأکثر من ذلک. قال و من نسب إلينا: إنا نقول انه أکثر من ذلک فهو کاذب. » اين سخن صدوق در باب سي و سوم از کتاب الاعتقادات في دين الاماميّه، با عنوان باب الاعتقاد في مبلغ القرآن آمده است. همچنين فيض کاشاني در تفسير بخشي از آيه شصت و دوم سوره انعام، گفته است: « و في الاعتقادت أن الله تعالي يخاطب عباده من الاولين و الاخرين يوم القيامه بمجمل حساب عملهم… » اين سخن صدوق در باب ۲۸ کتاب الاعتقادات با عنوان باب الاعتقاد في الحساب و الميزان آمده است. مرحوم فيض، کمتر از کتاب هاي ديگر صدوق، از کتاب اعتقادات او استفاده کرده و فقط در دو مورد، متن نوشته او را آورده و در کمتر از ده مورد ديگر فقط به نقل روايات اين کتاب اکتفا کرده است.





