پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دین مبین اسلام را در عصری که دیدگاه های مختلفی در باره آغاز و انجام هستی وجود داشت و در میان باورمندان عقاید مختلفی چون: مسیحیت و تثلیث، یهودیت، ثنویت و غُنوصی گری، مانویت و دهری گری، بودیسم و تناسخیه، بی خدایی و زنادقه، شرک و چندخدایی و مانند آن، تبلیغ و شالوده معارف و جهان بینی الهی و راستین را پی ریزی کرد. ایشان در طول ۲۳ سال دوران رسالت خود، تحول فکری عظیمی در جامعه آن عصر ایجاد کرد. به تصریح اندیشمندان اسلامی، مدینه النبی نخستین حوزه علمی جهان اسلام بود که در آن جهان بینی و معارف اسلامی با حضور امامان معصوم، مباحثات اعتقادی و کلامی تبیین، تدوین و تدریس می شد و نقش کلیدی در تکوین علوم و دانش اصیل اسلامی داشتند. اگر بخواهیم نگاه تاریخی به این حوزه داشته باشیم ،تاریخ بیش از دو قرن (از آغاز امامت امیر المومنین علی علیه السلام تا تبعید امام هادی علیه السلام به سامرا) این حوزه را می توان به دو دوره کلی تقسیم کرد: دوره نخست از شروع امامت امیر المومنین علی علیه السلام تا عصر امام سجاد علیه السلام بود. مهمترین ویژگی این دوره تعریف، تبیین و تقویت مبانی اعتقادی و حفظ و حراست از معارف اسلامی و شیعی بود. دوره دوم؛ عصر امام باقر علیه السلام تا مهاجرت امام هادی علیه السلام به سامرا ،مهمترین ویژگی این عصر شکوفایی علوم اسلامی و تثبیت و زمینه سازی انتقال به عصر امام رضا علیه السلام و امامان بعدی بود. محمدبن مسلم، مفضل، جابربن حیان هشام بن حکم، هشام سالم، مومن طاق، علی بن میثم تمار و مانند آن از جمله شخصیت های تاثیر گذار بودند و در گسترش و انتقال معارف امامان به ویژه امام صادق علیه السلام در شهرها و حوزه های علمی دیگر نقش آفرین بودند. عصر امام جعفر صادق علیه السلام، عصر شکوفایی و انتشار علوم اسلامی و انسانی از قبیل تفسیر، فقه، حدیث، کلام، انساب، لغت، شعر، طب، تاریخ، نجوم و… بود و موجب پیدایش افکار و اندیشههای مختلف، مذاهب اسلامی و مکاتب کلامی شد. جهان بینی و مکاتب فکری و کلامی متعددی در این عصر رواج داشت. مکاتب کلامی چون: قدریه، خوارج، معتزله، مرجئه، اهل حدیث، جبریه، حشویه و مشبهه و مانند آن. همچنین وجود نحله های فکری و فرهنگی دیگر چون زنادقه و دهری مذهبان و الحادگرایی، مسیحیت و یهودیت، و وجود شخصیت هایی چون: ابن ابی العوجاء، عبداللهبن مقفع، ابوشاکر دیصانی، عبدالملک مصری و… و سوء برداشت و کج فهمیهایی که با ترجمه آثار حکما، یونانی را به همراه داشته است، هر یک زمینهای برای انحراف از عقاید درست دینی را فراهم کرده بودند. بی شک در چنین عصری نقش امام نقش برجسته و حیاتی بوده است. هر چند در حوزه مدینه ساختمان بنای عظیم جهان بین اسلامی و شیعی پیشوایان پیش از او و پس از او نیز نقش داشتند، و از خود پیامبر صلی الله علیه و آله که شهر علم و دانش بود آغاز شده و با علی علیه السلام که دروازه آن شهر بود، و نیز امامان بعدی علیهم السلام تداوم یافت، لیکن تکمیل و تاسیس این بنای عظیم «مکتب تشیع» به نام مبارک آن حضرت ثبتشده است. مباحث اعتقادی به خاطر در برداشتن مسایل زیربنایی اسلام یعنی عقاید دینی، در احادیث اعتقادی آن حضرت به طور گسترده مطرح شده است، و امام نیز به تبیین مسایل عقیدتی اسلامی به شکلهای گوناگون پرداخته است. از این رو، امام در گسترش مباحث اعتقادی و دانش کلام به ویژه شکل گیری شیعه نقش مؤثری داشتند. اینها موجب شد تا امام صادق علیه السلام به تشریح و تبیین مبانی دینی اسلامی پرداخته و به شبهات و پرسشهای منکران و زندیقان پاسخ منطقی و مستدل دهند. شاید یکی از دلایل رشد و شکوفایی علم کلام در عصر امام صادق علیه السلام و فراوانی شاگردان کلامی اعم از محدثان متکلم و متکلمان محدث و ترویج مباحثات و تراث کلامی وضعیت سیاسی و اجتماعی عصر امام باشد. عصر امام صادق علیه السلام در پی رقابتهای سیاسی امویان و نیز ضعف اولیه حکومت بنی عباس و فرصت کوتاهی که فراهم آمد، عصر متمایزی با سایر ائمه(ع) بوده است، امام در این فرصت کوتاه، توانستند با برپایی کلاسهایی شاگردان بزرگی را تربیت کنند و هر یک را در موضوع خاص ماهر و متخصص بار آورند، به این ترتیب نخستین متکلمان امامیه ظهور و بروز کردند. براساس گزارش صاحبان رجال و ملل و نحل بیشترین دوره رونق علم کلام درعصرامام صادق(ع) بوده است.
ازز این رو عصر امام صادق علیه السلام را میتوان عصر شکوفایی دانش کلام دانست. بیشترین دانشمندان متکلم در این دوره بودند و در این رهاورد اصحاب و شاگردان امام بیشترین تالیف کتب کلامی را از خود بر جای گذاشته اند. طبق گزارش صاحبان رجال و تراجم بیش از پانصد اثر کلامی شیعه در این دوره قابل شناسایی است. به نظر می رسد حداقل بخشی از این تراث کلامی شیعه به ویژه در سه قرن نخست قابل شناسایی و احیاء است. امام ضمن اهتمام به تبیین مبانی اعتقادی و کلامی بیشترین تشویق را از کار متکلمان داشتند. حتی دستور میداد متکلمان شیعه در حضورشان با مخالفان مناظره کنند و علاوه بر مناظره به تدوین و تالیف مسائل کلامی تشویق می کردند. طبق برخی منابع تاریخی امام بیش از ۴۰۰۰ شاگرد در حوزه های دانشی مختلف تربیت و پرورش داده اند. از جمله ویژگی های مکتب کلامی امام صادق علیه السلام به موارد زیر می توان اشاره داشت: ویژگی نخست، تثبیت مرجعیت علمی اهل بیت و امام صادق ع در میان مسلمانان به ویژه شیعیان بود که با اقدامات علمی و فکری آن امام همام موجب طرح مبانی کلامی شیعه و رسیدن به شکوفایی آن شده است. ویژگی دوم، تکوین و پیدایش علم کلام و تدوین و تبیین آموزه های کلامی شیعه؛ ویژگی سوم، بیشترین احادیث کلامی از سوی امام صادق ع مطرح شده است به عنوان نمونه فقط در کتاب شریف کافی بیش از ۱۸ هزار سند روایی وجود دارد و از این تعداد چیزی نزدیک به ۱۲ هزار سند آن از امام صادق علیه السلام روایت شده است، این یعنی نزدیک به هفتاد درصد از روایات شریف کافی ا ز امام صادق (ع) نقل شده است. چهارمین ویژگی، شاگرد پروری و جذب و آموزش نیروهای زبده کلامی و اعزام آنها به دیگر مناطق اسلامی و گسترش کمی و کیفی تشیع امامی. پنجمین ویژگی پشتیبانی علمی و فکری تشیع در نقاط مختلف مانند کوفه، بغداد، ری، قم و خراسان. ششمین ویژگی، اصلاح کژی ها و انحرافات سیاسی و مذهبی درون دینی و مذهبی و پاسخ به شبهات و سوالات شیعیان و سوالات و شبهات سایر گروه های دینی و غیر دینی. نکته دیگر این است که جریانهای فکری و انحرافی که در عصر امام حضور داشتند که ریشههای آن در عصر حاضر نیز قابل پی گیری است. از جمله مهمترین و با سابقهترین جریان فکری، جریان اهل حدیث است که که در تاریخ اسلام شکل گرفته بود. در واقع امتداد این جریان را میتوان تا امروز نیز با جریان موسوم به «سلفیه» دنبال کرد. دومین جریان فکری جریان غالیان است، این جریان منحرف مورد لعن و نفرین اهل البیت(ع) بوده است، بهطوریکه امام صادق علیه السلام از پیروان خود میخواستند تا از این گروه بیزاری و دوری بجویند. گزارشهای فراوانی از مباره امام با این گروه در متون روایی و تاریخی وجود دارد. سومین جریانهای فکری عصر امام، جریان خداناباور است که در قدیم بخشی از زنادقه دینی را شامل می شدند. عبدالله بن مقفع و عبدالکریم بن ابی العوجاء، دو تن از زندیقان معروف این عصر بودند و مناظرات زیادی با امام داشتند. واکنش و مواجهه امام علیه السلام در برابر این جریان مبتنی بر به کارگیری منطق و خرد در مجادله بوده است و از برخورد طردی و دفعی و خشن با این افراد خودداری میکردند. یکی دیگر از عواملی که موجب شکوفایی علم کلام و سایر علوم اسلامی در عصر امام صادق علیه السلام شد، وجود شاگردان برجسته آن حضرت در این زمینه است. آنها بخش مهمی از رسالتهای علمی و فرهنگی امام صادق علیه السلام را بر دوش کشیدند، و به نشر آرا، افکار و نظریات مترقی و نوین آن حضرت در رشتههای مختلف علوم و معارف اسلامی بویژه علم کلام پرداختند. مرحوم کلینی عقاید شیعه را ثمره فعالیتهای امام صادق علیه السلام دانسته و میگوید: «کاری که امام در این مقطع انجام میدهند تربیت شاگردان فقیه و عالمانی است که مردم را تربیت کنند. مشهورترین راویان شیعه شاگردان حضرت هستند، همچنین مشهورترین متکلمان شیعه مانند مؤمن طاق و حشام بن حکم همگی جز شاگردان حضرت بودهاند.





