فعالیتهای رسانه ای و تبیینی در ترازوی نقد

تهیه: واحد تولید محتوای رسانه ای آستان حضرت شیخ صدوق بهمن ماه 1404

شگردهای رسانه‌های بیگانه برای تغییر ذهن مخاطب فارسی زبان هر روز بیشتر می‌شود، شناختن و درك این جنگ شناختی قسمتی از سواد رسانه‌ای مورد نیاز امروز ایران‌مان است. ایجاد، تغییر یا تقویت باورها، از كاركردهای رسانه‌ها در همراه سازی مخاطبان است. وقتی بعضاً هموطنی را می بینی که در مترو و یا سایر مراکز عمومی بر طبل فقط این ها بروند می کوبد هاج و واج می مانی ، سنی هم ازشان گذشته ، جنایات داعش را در سوریه و عراق دیده اند‌ اما گویا چشم دل بر واقعیات بسته اند. باید متوجه شوی که تلاش رسانه‌های معاند در امر مداخله و تغییر فرایند های ذهنی بخشی از جامعه ،کارگر افتاده است. براساس مطالعات دانشمندان، رفتار از شناخت نشأت می‌گیرد و شناخت ریشه در ابزار شناختی افراد دارد. در واقع تفاوت رفتارها و گرایش‌ها به‌ خاطر تفاوت در ابزار شناختی است. همین ابزار شناختی می‌تواند امیرالمومنین علیه السلام را برای یك عده پیشوا كند و برای عده‌ای منجر به شناختی از ایشان شود كه كه بعد از شهادت ایشان در مسجد بگویند مگر امیرالمومنین علیه السلام نماز می‌خواند؟! پس ابزار شناختی عنصری مهم است كه ما در تحلیل‌ رفتارهای اجتماعی به آن توجه نمی‌كنیم. ریشه ورود به حوزه سواد رسانه‌ای یك رفتار است. ما برای اینكه بتوانیم این رفتار را بشناسیم باید درباره آن شناخت پیدا كنیم. برای پیدا كردن شناخت باید ابزار شناختی آن را به خوبی بشناسیم. پس از شناخت ابزار شناختی، زمان مناسبی فراهم می‌شود كه با انسان‌های جدید و رفتارشان مواجه شویم و برای اینكه با رفتار نسل جدید آشنا شویم باید با آن‌ها زندگی كنیم و یا حداقل این حس را به آنها منتقل كنیم كه ما زندگی شما را می‌شناسیم و دنیای شما را درك می‌كنیم. باید پرسیده شود آیا آنچه امروز وجه غالب تولید محتوای رسانه ای جریانات همگرا با نظام ارزشی حاکم بر کشور است متناسب با این نیازهاست. برای مداخله و ایجاد تغییر در فرآیند ادراکی و شناختی طیف خاکستری جامعه راهبرد، برنامه و فعالیتهای درخوری وجود دارد؟ آیا انباشت و اشاعه محتواهای تکراری حتی در تهیج و استمرار شور و پایداری جریانات همراه در سطح مورد نیاز موثر واقع شده است‌؟ ملیت، مذهب و ارزش های انقلابی هر کدام به تنهایی و به نوبه خود می توانند دستمایه تولید محتواهای اقناعگر برای اقشار گوناگون جامعه و ارتقا سواد رسانه ای باشند اما بنظر می رسد حساسیت ها و ظرفیت ها در این وادی نادیده انگاشته شده اند‌.

ماجرای جنگ اُحد در صدر اسلام را كه شنیده‌اید، مسلمانان كه با نیت خیر یك گلوگاه مهم را رها كردند اما ناگهان تلاش‌شان به نفع دشمن اسلام تمام شد. در فضای رسانه هم دقیقا همین جریان وجود دارد. گاهی به ظاهر می‌خواهیم مسیر جدیدی باز كنیم اما راه را برای مخالفان كشور فراهم می‌كنیم، این شگرد را به نام آن جنگ صدر اسلام شگرد «اُحد» نامگذاری كرده‌اند. رسانه‌های بیگانه از این شگرد برای مخاطبی استفاده می‌كنند كه همسو با جمهوری اسلامی است. آنها می‌دانند كه در وهله اول او از اصل نظام بر نمی‌گردد اما می‌خواهند هر طور شده رفتار او را تغییر دهند. در این شیوه فردِ موافق ظاهرا می‌خواهد كار متفاوتی بكند و راه جدید بگشاید اما عملا نقطه حساسی را رها می‌كند. در این تكنیك به گونه‌ای القا می‌شود كه مردم مخالفان نظام هستند و اگر به دنبال همراهی با مردم هستید علیه نظام موضع بگیرید.(روند القائات رسانه صهیونیستی اینترنشنال از همین الگو استفاده کرده و می کند) این تكنیك، آلفاست، احد یك قرابتی با مفهوم كوه احد و جنگ احد دارد. رسانه وقتی شروع می‌كند به استفاده ابزاری از مخاطب، سعی می‌كند آن را از مقابل هدف خودش كنار بگذارد، با یك مساله تاكید می‌شود فقط یك مساله، آن هم غنیمت است. اگر مخاطب احساس كند از این نقطه به نقطه دیگر حركت كند، غنیمتی به دست می‌آورد، آنجایی كه احساس می‌كند ایستاده و مهمترین جا هست، به لحاظ ذهنی آنجا را رها می‌كند. عمدتا در تغییر میزان وفاداری‌های مخاطب به سیستم، در علوم شناختی از تكنیك «احد» استفاده می‌شود. مهمترین كارویژه تكنیك «احد» استفاده از ۲ تكنیك عملیات روانی یعنی «شایعه» و «احساس خسارت» است. شایعه یونیك رفتار می‌كند، احساس خسارت در واقع یك ریز تكنیك دیگری را میزبانی می‌كند، كه در واقع تحت عنوان «تلاش برای عقب نماندن» تفسیر می‌شود، بنابراین اصل فرآیند در «اُحد» شناختی است. شما به نظام و كشور وفادار هستید، رسانه می‌خواهد كاری كند كه «احد» اتفاق بیافتد، ایدئولوژی شما پابرجاست اما به علت شایعات نمی‌توانید به جمع بندی برسید و برای اینكه احساس عقب ماندگی نكنید، مثلاً در انتخابات شركت می‌كنید اما رای سفید یا رای باطله می‌اندازید، علی الظاهر شما در «اُحد» شركت دارید، علی الباطن تنگه را رها كردید و برای رها كردن این تنگه، هزار و یك توجیه دارید. پس رسانه این موارد را به شما القا می‌كنند، نكته مهم اینجاست لحظه‌ای كه دارید رها می‌كنید رضایت دارید پس ایجاد رضایت نسبی در ایجاد «اُحد» و خارج كردن شما از تنگه، بازی را به نفع جریانات بیگانه مغلوبه می‌كند. پر واضح است که فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم های خارجی و بی تدبیرهای داخلی مکمل و موید این پازل پیچیده است ‌. به عنوان مثال، یك عرصه‌ای دارید به نام هنر، فعالانی دارید به اسم هنرمند، وقتی شما میان هنرمندان، یك مسابقه برگزار می‌كنید، مسابقه هم میزان دیده شدن یا محبوبیت براساس میزان مخالف گویی و یا مخالف خوانی است. هنرمند یك تنگه‌ای را در هر كشوری در اختیار دارد كه به آن می‌گویند هنرمند متعهد، از این به بعد، می‌گوید تعهد تو نسبت به سیستم نیست، تعهد تو فقط نسبت به مردم و صدای مردم را شنیدن و صدای مردم بودن است، خوب كدام مردم؟ همان جمعی و یا مخاطبی كه رسانه بیگانه آنان را اپوزیسیون شان كرده است. می‌گوید شما باید صدای مردم باشید، پس این تنگه‌ای كه تو الان باید باشید را رها كن به نفع مردم و یك تنگه دیگری را ایجاد كن، اگر این كار را بكنید مردم تو را محبوب می‌دانند، پس غنمیت دارید. بنابراین جمعی که القا شده مردم هستند را مردم می بینی و مردم می دانی! و مابقی را یا مزدور یا فریب خورده که تو در قبال آنها هیچ مسوولیتی نداری و حتی از آنها احساس نفرت داری! پیامد این تغییر شناختنی این می شود که جوان حافظ امنیت کشور را که برای حفاظت از سرمایه های مادی و معنوی مملکت در برابر پیچیده ترین عملیات آشوب آفرینی جانانه ایستاده تا وطن و ناموس تو از تعرض در امان بماند ، مزدور می دانی و همان جمع آشوب گر را مردم می انگاری! این نوشتار را با یک پرسش به پایان می رسانیم. آیا هدف گذاری تبیینی، رسانه ای و آورده های ما برای غلبه بر دشمن غدار در جنگ شناختی صحیح و کافی است؟

Scroll to Top