اساساً استدلال کردن، عملی عقلانی است و آدمی با عقل خويش می تواند بر مطلبی اقامه دليل کند.
استدلال از لحاظ مبادي عقلي دو نوع است: نوع اول، استدلالی است که همه مبادی آن عقلی است.
چنين استدلالی، استدلال عقلی محض است ، نوع دوم، استدلالی است که يکي از مقدمات آن، عقلی است و ديگری نقلی، اين نوع استدلال، استدلال عقلی غيرمحض است .
شيخ صدوق در آثارش از هر دو نوع استدلال بهره می گيرد که نمونهای از اين استدلالها در ادامه با محوریت کتاب التوحید نقل خواهد شد.
صدوق برخي از اين استدلالها، حتی استدلالهای عقلی محض را از تعليم آيات قرآن و احاديث آموخته است.
اما در اینجا استدلال را با مقدمات عقلی و فارغ از تعبد به قرآن يا معصوم بيان می کند.
اين مطلب ضرری به عقلي بودن استدلال نمی کند؛ اصولاً در هر علمی مقام قضاوت و داوری ملاک اصلی علمی بودن يک مطلب علمی است.
ممکن است اندیشمندان و دانشمندان از سخنان پيشينيان مطلبي را شنيده باشد و آن را بر اساس مشاهده و آزمون و روشهاي مورد پذيرش علم مرتبط ، تبيين و اثبات کنند.
در اين صورت، نظريه آنها يک نظريه علمي است؛ چون در مقام داوری بر اساس روشهای مورد قبول علم مورد ارزيابی و اثبات قرار گرفته است.
يک برهان نيز اگر دارای مبادی عقلپذير باشد، برهان عقلی است. حتی اگر اين برهان را از ديگران آموخته باشيم.
صدوق، در يکی از بياناتش، به نظر وانديشه در باره خلقت ترغيب کرده و آنها را که استدلالگرايانه به شگفتيهای آفرينش نمينگرند مورد نکوهش قرار می دهد و می گويد که بايد با نگاه استدلالی به خالق و مالک بودن خدا و عدم شباهتش به آفريدگان استدلال کند.
وی همچنين سخنگویی، بدون استدلال عقلپسند، را نکوهش کرده و چنين کسی را یاوه گو می داند.
او در بحث حدوث اجسام، پس از تبيين معنای افتراق و اجتماع اجسام می گويد که آن کسی که اجسام را نه مجتمع و نه مفترق می داند، نابخرد است:
من أثبت الاجسام غيرمجتمعة و لا متفرقة فقد أثبتها علي صفة لا تعقل و من خرج بقوله عن المعقول، کان مبطلاً.
بخشی از استدلالهايي را که شيخ صدوق در آثار خويش آورده، در اين بخش نقل می کنيم.





