استناد امام راحل به روایات صدوق در خصوص ولایت فقیه

خبر و روایتی از کمال الدین کتاب شیخ صدوق مورد عمل علماست . در این خبر آمده است که «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِصَامٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ یَعْقُوبَ قَالَ سَأَلْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عُثْمَانَ الْعَمْرِیَّ أَنْ یُوصِلَ لِی کِتَاباً قَدْ سَأَلْتُ فِیهِ عَنْ مَسَائِلَ أَشْکَلَتْ عَلَیَّ فَوَرَدَ التَّوْقِیعُ بِخَطِّ مَوْلَانَا صَاحِبِ الزَّمَانِ ـ عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف ـ أَمَّا مَا سَأَلْتَ عَنْهُ أَرْشَدَکَ اللَّهُ وَ ثَبَّتَکَ إِلَی أَنْ قَالَ وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فی‌ها إِلَی رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ وَ أَمَّا مُحَمَّدُ بْنُ عُثْمَانَ الْعَمْرِیُّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ وَ عَنْ أَبِیهِ مِنْ قَبْلُ فَإِنَّهُ ثِقَتِی وَ کِتَابُهُ کِتَابِی» شیخ در اینجا این روایات را بیان می‌کند و در حقیقت علما از این نوع روایات استفاده می‌کنند و از این طریق ولایت ائمه را ثابت می کنند. بدین نحو که چون ائمه معصومین خودشان دارای این ولایت هستند، می‌تواند این ولایت را به این وسعت به دیگران اعطا کنند و گرنه اگر خودشان این ولایت را نداشته باشند، چگونه می‌توانند آن را به دیگران بدهند. مرحوم امام خمینی (ره) در کتاب صحیفه نور در دو جا در حوادث واقعه به توقیع شیخ صدوق استناد کرده است. در آنجا بیان شده است که امام فرمود: «مسجد و منبر در صدر اسلام مرکز فعالیت‌های سیاسی بوده ،جنگ‌هایی که در اسلام می‌شده است بسیاری از آن از مسجد طرحش ریخته می‌شد یا از منبر حضرت امیر سلام الله علیه به حسب بعضی خطبه‌هایی که در نهج البلاغه جمع شده است، خطیب بزرگ و فخر خطباست، با آن خطبه‌های بزرگ مردم را تجهیز می‌کردند برای دفاع از اسلام. و همین طور دستورهای اخلاقی، دستورهای عقیدتی، و همه چیز، در این کتاب مقدس هست. مسجد جایی بوده است که از آنجا شروع می‌شده است به فعالیت‌های سیاسی. منبر هم جایی بوده است که محل خطبه‌ها بوده است، خطبه‌های سازنده و سیاسی» امام رحمت اله اینگونه به این توقیع استناد می‌کند که «در “حوادث واقعه ” باید به روحانیین رجوع بشود. “حوادث واقعه ” چه چیز است؟ حادثه‌ها همین حوادث سیاسی است، احکام جز “حوادث ” نیست، و اما الحوادث الواقعه رجوع کنید به فقها. حوادث همین سیاست‌هاست. این “حادثه “ها عبارت از این‌هایی است که برای ملت‌ها پیش می‌آید، این است که باید مراجعه کنند به کسان دیگری که در رأس هستند ، والا مسئله گفتن و احکام شرعی جز حوادث نیست. یک چیزهایی است که بوده است» یعنی ایشان معتقدند که حوادث واقعه همان مسائل سیاسی و حوادثی است که مربوط به سرنوشت جامعه است. چرا که همه مردم می‌دانستند که احکام را باید از فقها و اهل دین پرسید اما این حوادث بود که مردم در آن سردرگم بودند که امام در این توقیع معتقد است باید به فقها مراجعه کرد.

Scroll to Top