عقلانیت پیوندی است بین انسان و هستی که معلول رابطه عینی و جهان بیرونی است. دانشمندان اسلامی دانش خود را به وسیله عقل از تلفیق دین و تاریخ به دست می آورند. از مطالعه سیره علمی صدوق چنین استنباط می شود که وی عقل را از منابع معرفت می داند. کشف حقایق و اسرار آفرینش و آگاهی از روابط و نسب میان موجودات امکانی با یکدیگر از یک سو و چگونگی رابطه انسان با موجودات مختلف پیرامونی از دیگر سو و معرفت به تعلق همه عالم و کیفیت نسبت آن به خدا از سوی دیگر به وسیله قوه عقل بررسی و شناخته می شود. صدوق با اقدامات عملی در مسیر آموزش و هدایت، خود گاه در مقام محدثی نص گرا ظاهر میشود که به عقل حداقلی معتقد است و گاه در قامت متکلمی عقل گرا که ایمان و عمل را در پرتو عقل به هم پیوند می دهد، جلوه می کند. حتی زمانی در مقام عالمی عمل گرا ظاهر می شود که مانند معاینه گری در میدان عمل با استمداد از عقل و اتکا به عقل عملی متعارف نسخه های عملیاتی برای مکلفان می نویسد. تألیف کتب توحید و من لا یحضره الفقیه در پاسخ به نیاز موافقان و انتقاد مخالفان در این زمره محسوب می شوند. وی همچنین نمونه کاملی از تعادل در استفاده از رهیافت ها و اجتناب از افراط در میان عالمان شناخته می شود. صدوق با الگوگیری از قرآن و تأسی به پیامبر اسلام(ص) و اهل بیت(ع) در سیره علمی خود عمل گرایی عینی را در پیش گرفته است. او مقولات مختلف علمی را با شیوه عملی مصداق بخشیده و مفاهیمی مانند گفت وگوی احسن و پذیرش دلیل برتر، پیگیری آموزش و هدایت، احترام به انسان و برقراری عدالت، هجرت علمی و تبلیغی و مناظرات و مباحثات را عملی کرده است. اینها نشانه های عقل گرایی عملی در جوامع بشری است. یکی از حرکت های مهم وی در کلام امامیه را باید تدوین آثاری دانست که نه شکل استدلالی و نه روایی، بلکه شکل رساله ای اعتقادی داشته اند. وی مسیر نگارش کتب و رسالات مفصل و مختصر به تناسب مباحث و مخاطب را ملحوظ نظر قرار می دهد. کتاب الاعتقادات صدوق در واقع نخستین نمونه شناخته شده از این نوع رسائل در کلام امامیه است. این حرکت پس از صدوق نیز به همت سید مرتضی در بخش اول رساله جمل العلم والعمل و شیخ طوسی در رساله اعتقادات و بعضی دیگر دنبال شد، اما دوام چندانی نیافت. آثار فقهی او نیز مانند آثار کلامی اش عمدتا متشکل از متون احادیث با حفظ یا حذف اسناد آنها است و البته گاه به جای لفظ حدیث، معنای آن آمده است. صدوق در کتاب توحید ماجرای نامه نگاری علما و پیروان ائمه به آن بزرگواران را چند جا نقل کرده که هر کدام به تناسب زمان از امام عصر خود پرسش هایی کرده و جواب آنها را روایت کرده اند. از جمله نامه نگاری فتح بن یزید جرجانی به امام رضا(ع) و جواب آن حضرت درباره توحید. جرجانی می گوید نامه ای نوشتم و از توحید پرسیدم و امام رضا(ع) به خط خود چنین نوشت: «به نام خدای مهربان و بخشنده. سپاس خدای را که به بندگانش سپاس گویی را الهام کرد و آنان را بر شناخت پروردگاریاش سرشت. به آفریده اش بر وجود خویش و به پیدایش آفریده ها بر ازلی بودنش و به همگون بودن آفریده ها دلالت بر شبیه نداشتن خود کرد» شيخ صدوق در تفسير آيه (( الله نور السموات و الارض )) از عباس بن هلال نقل كرده است كه : از امام رضا (عليه السلام ) درباره اين آيه پرسيدم ايشان فرمود: (( يعنى هدايت كننده اهل آسمان و زمين )) . در روايت برقى ( احمد بن محمد برقی ، دانشمند و محدث شیعه معاصر امامان نهم ، دهم و یازدهم که در یکی از خانوادههای ایرانی که به برقی معروف بودند به دنیا آمده است): (( كسانى را كه در آسمان و زمينند، هدايت مى كند. )) اين بدان سبب است كه هر كس به سوى حقيقى ، هدايت يافته باشد، در واقع با نور وجود هدايت شده است و اگر نور نبود، تاريكها غالب مى شد. پس نور، يعنى وجودى كه هدايت كننده است و اين تصديق سخن ولى الله اعظم است كه نور را به هادى تفسير نمود. یکی دیگر از مزایای صدوق ،رعایت حال شنونده و خواننده در نوشتن و سخن گفتن روشی عقلانی است. این روش می تواند الگوی عملی تدوین کتب آموزشی در مناطق و مقاطع مختلف تحصیلی قرار گیرد.





