جنگ شناختی یکی از ابعاد نوظهور و پیچیده ی جنگ های نوین است که با بهره گیری از فناوری های دیجیتال، شبکه های اجتماعی و عملیات روانی، ذهن و ادراک افراد را هدف قرار می دهد. جنگ شناختی بسیار خطرناکتر از جنگهای نظامی است ،از این رهگذر دشمنان به تصرف مغزها و تغییر باورها و رفتارها میپردازند و میتواند به مرگ ذهنی و روحی افراد منجر شود. علاوه بر این نقش هوش مصنوعی در این کارزار تعیین کننده شده است ،این تکنولوژی میتواند به راحتی بر روی قوه شناختی انسان تأثیر بگذارد و ذهنیتها را به سمت منافع خود هدایت کند. با نگاهی به تأثیرات شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای دیجیتال می توان گفت این فضاها به عنوان بستر اصلی جنگ شناختی و دستکاری افکار عمومی عمل میکنند. این تکنولوژی میتواند به راحتی اطلاعات شخصی و بیومتریک افراد را جمعآوری کند و از آن برای اهداف خود استفاده کند. کشورهایی که در این عرصه ضعیف هستند، بیشتر در معرض جنگ شناختی قرار دارند. با توجه به این که جنگ شناختی میتواند به فروپاشی اجتماعی و جنگ داخلی منجر شود،اهمیت آگاهی و تابآوری در برابر این نوع جنگ حائز اهمیت است . در سال های اخیر، جمهوری اسلامی ایران به طور گسترده در معرض این نوع جنگ قرار گرفته است که طی آن، دشمن با تولید و انتشار محتوای هدفمند، بمباران اطلاعاتی و القای توهم اکثریت، تلاش کرد تا انسجام ذهنی جامعه را دچار اختلال کند. در عین حال تمرکز بی سابقه دشمن بر این مسأله ،ضعف در آموزش سواد رسانه ای، نبود پلتفرم های کارآمد بومی، و خلا در نهادینه سازی جهاد تبیین، از مهم ترین چالش های تاب آوری شناختی در ایران هستند. در نتیجه، راهکارهایی مانند تقویت آموزش های شناختی، گسترش استقلال رسانه ای، نهادسازی برای جهاد تبیین، و ایجاد سامانه های پشتیبانی روان شناختی پیشنهاد می شود. این راهکارها در صورت اجرای راهبردی، می توانند تاب آوری شناختی جامعه ایرانی را در برابر جنگ های ترکیبی و شناختی دشمنان به صورت معناداری ارتقا دهند.
واحد تولید محتوای آستان حضرت شیخ صدوق





