مهدویت نگاری گونه ای پژوهش در موضوع مهدویت است که در یک معنا به کاوش و معرفی آثار در زمینه مهدویت می پردازد. در این نوع پژوهش یک یا چند اثر در زمینه مهدویت، از حیث ساختار، محتوا، روش و مصدر یا دریکی از این چهار حیث مورد بررسی و تطبیق یا مقایسه قرار می گیرد. با این نگاه که چه مطالبی در این اثر آمده است و آنها چگونه ترتیب و تنظیم یافته اند. همچنین اینکه به مطالب و مسائل، با کدام یک از روشهای توصیفی یا روش استدلال عقلی یا نقلی یا روش استقراء تجربی و یا استناد به شواهد نقض یا مؤید پرداخته شده است. بمعنای روشنتر مهدویت نگاری رویکردی پژوهشی است که درآثار محدثان و نویسندگان قرون اولیه هجری تا عصر کنونی به چشم می خورد. این فعالیت مهم نگارشی که به ابعاد مختلف زندگی، غیبت و ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می پردازد، گاه مستقل و گاهی به صورت ضمنی در لابه لای سایر موضوعات، کتب و رساله هایی را به خود اختصاص داده است. قرون چهارم و پنجم از نظر همزمانی با آغاز غیبت و حوادث نزدیک پس از آن برای بررسی رویکردهای مهدویت نگاری زمانی مهم به شمار می رود، بعضی از آثار مهم مهدوی در دو قرن مذکور امروزه موجودند . هریک از محدثان و مؤلفان دارای آثار و کتب متعدد در زمینه های مختلف هستند و در باب سبک و روش نگارش ایشان تحقیقاتی صورت پذیرفته است با این حال به نظر می رسد که مقایسه شیوه دو محدث نامی یعنی شیخ صدوق و شیخ طوسی که از صاحبان کتب اربعه هستند و نیز آثاری مستقل در با موضوع مهدویت دارند شایسته توجه باشد. اهمیت موضوع از آن روست که دو کتاب جامع “کمال الدین و تمام النعمه ” شیخ صدوق و “الغیبه ” شیخ طوسی به مرور جایگزین بسیاری از کتب متروک پیشین در زمینه مهدویت نگاری شده است . هرچند می توان مجموعه آثار مهدوی این دو مؤلف اعم از کتب مستقل یا رسالات و پرداختهای ضمنی ایشان به مهدویت در بین سایر موضوعات را بررسی کرد اما برای دستیابی به نتیجه مطلوب، با تمرکز بر دو اثر یاد شده که ضمن شهرت و جامعیت، امروزه در دسترس ما قرار دارند، می توان زوایای دید آنها را شناسایی و تبیین کرد. شیخ صدوق و شیخ طوسی از قدیمیترین محدثین و مؤلفینی هستند که به دلیل نگارش کتب اربعه از جایگاهی ویژه برخوردارند. ضمنا این دو دانشمند دینی در زمینه مهدویت آثار مستقلی تألیف کرده اند که امروزه در اختیار ماست. مؤلفان کتب مهدوی هر یک رویکردی ویژه به صورت مستقل یا ترکیبی برای آثار خود برگزیده اند. در بین شیوه های مختلف از قبیل نقلی، عقلی، عرفانی و ترکیبی، دو مورد اول یعنی نقلی و عقلی به آثار قرن های چهارم و پنجم مربوط می شود.
چنانکه پیشتر بیان شد، آثار مستقل و مشترک شیخ صدوق درباره مهدویت به دوران آغاز غیبت نزدیک است و به عنوان یکی از مهمترین فعایتهای صورت پذیرفته در این عرصه حائز اهمیت است.
بی تردید کمال الدّین و تمام النّعمه تنها کتابی نیست که شیخ صدوق در زمینۀمهدویت نگاشته است. چنان که از لابه لای مطالب این کتاب و از جمله مقدّمۀآن به دست می آید، این کتاب، جامع تمامی روایات و مباحثی نیست که ایشان در حافظه و نزد خود داشته است، بلکه ظاهرا پیش از این کتاب، مطالبی را در کتاب های دیگری که دربارۀآن حضرت نوشته، گزارش کرده اما به دست ما نرسیده است.
علاوه بر این در میان فهرست هایی که از آثار وی ذکر شده است کتاب هایی به چشم می خورد که تمام یا بخشی از آن ها با موضوع مهدویت مرتبط می باشد، ازجمله: “رساله فی الغیبه الی اهل الری و المقیمین بها و غیرهم ” و “کتاب الغیبه ” که در الفهرست شیخ طوسی بدون اشاره به “کمال الدین ” ذکر شده است .
همچنین در کتب مشهور و موجود دیگراز قبیل ” علل الشرایع ” و “عیون اخبار الرضا” وی به صورت ضمنی و موردی مباحث مهدویت را مطرح می نماید.
با این وجود به نظر می رسد که “کمال الدّین و تمام النعمه “، چنان که از نام آن نیز پیداست، کامل ترین و مفصّل ترین اثر شیخ صدوق در این زمینه است.
شیخ صدوق کتاب کمال الدّین و تمام النّعمه “را در اواخر عمر شریف خود در نیشابور تألیف کرده است.
در مجموع سه دلیل برای نگارش این کتاب از زبان مؤلف نقل شده که همه آنها برای خدمت به مردم در مسیر افزایش معرفت نسبت به معارف مهدوی است.
با اینحال می توان یکی از این دلایل را فردی و نتیجه ارتباط روحی و تبعیت شیخ از مولایش حضرت صاحب الزمان ارواحنا فداه دانست و دو مورد دیگر را در همین راستا و البته احساس مسئولیت وی در قبال ارتقاء فهم دینی مردم جامعه و زدودن نقایص باورهای ایشان بر شمرد.
شیخ نقل می کند که در رؤیایی صادق حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را در جوار کعبه می بیند و حضرت در آنجا امر می فرماید که او کتابی در باب غیبت بنویسد و در آن، غیبت انبیاء الهی را نیز متذکر شود.
همچنین شیخ دریافت که مردم نیشابور در امر غیبت و مسایل مهدویت دچار شبهات و تحیرند لذا وی تصمیم می گیرد که با استفاده از اخبار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم و ائمه اطهارعلیهم السلام برای ارشاد مردم به سوی حق تلاش کند.
“کمال الدین و تمام النعمه ” دارای دو نوع مطلب کلامی و روایی است. البته شکل ظاهری کتاب در دو جزء تنظیم شده است.
جزء اول شامل هردو نوع مطلب کلامی و روایی است و جزء دوم عموما محتوایی روایی همراه با توضیحات مؤلف را داراست.
در بخش روایی کتاب که جزء دوم و بخشهایی از جزء اول را در بر گرفته ۵۸ باب و یک فهرست عام موضوعات دیده می شود.
شیخ صدوق در مقدمه کتاب پس از ذکر یک مقدمه شامل بیان انگیزه های نگارش خود مباحث کلامی را آغاز می کند. بعضی از موضوعات این بخش عبارتند از: «بحوث فی الامامه و العصمه» شامل مطالبی در باره الهی بودن خلیفه، وجوب اطاعت از خلیفه، وجوب یکی بودن خلیفه در هر زمان، لزوم وجود خلیفه، وجوب عصمت امام علیه السلام، وجوب معرفت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، «ادعا ءات بعض الفرق من الشیعه و الرد علیها» از قبیل کیسانیه، ناووسیه و واقفه، «بیان بعض الاعتراضات و الشبهات حول الغیبه» و مواردی جزیی تر در باره شبهات بعضی از فرقه ها مانند زیدیه و مناظراتی از مؤلف در این زمینه و سرانجام خاتمه ای بر این مباحث که به نقل شیخ ابتدای کتاب را به آنها اختصاص داده است .
نوع دوم یعنی بخش روایی، شامل پنج سرفصل است که عبارتند از
۱- ذکر غیبت پیامبران و حجّت های الهی برای آمادگی غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
۲- سه بحث در باره امامت، وصیت و بیان معنی عترت
مطالبی در باره اینکه زمین تا قیامت از حجت الهی خالی نمی شود
۴ – ذکرکلام خداوند در نصوص وارده از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در باره وقوع غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
۵ – نصوص وارده از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در باره وقوع غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
البته قسمتهای مذکور جزییات بسیاری مانند معمرین تاریخ، ولادت، حیات، نام حضرت، دلایل غیبت، نشانه های ظهور، توقیعات شریفه، ثواب منتظران و… را در برمی گیرد.
کثرت روایات کمال الدّ ین و نیز استدلال شیخ صدوق به اخبار صحیح، سبب شده است که برخی از صاحب نظران، رویکرد ایشان در طرح مباحث مهدوّ یت را رویکرد روایی و نقلی بدانند اّما چنانکه بیان شد نقل روایات شیخ خالی از استدلال نیست مگر آنکه غلبه تعداد روایات و رویکرد عمومی دوران حیات ایشان ما را به چنین نتیجه ای هدایت کند.
در واقع باید گفت زمانی که شیخ بر وجود روایات صحیح الّسند که دلالت بر امر غیبت دارند توجّه و تأکید می کند، می توان وی را در مقام محدثی دانست که از منظر و رویکرد روایی به موضوع مهدوّیت می نگرد و هدف او بیان این مطلب است که صرف نظر از هر گونه استدلال عقلی و تنها با تکیه بر روایات نیز می توان امر غیبت را پذیرفت.
اما این سخن هرگز بدان معنا نیست که شیخ به دنبال نفی و تخطئۀعقل بوده یا آن را از درک و اثبات امور دینی عاجز و ناتوان دانسته است.
بلکه چنان که در ادامه خواهد آمد وی هم در این کتاب و هم در آثار دیگر، عقل را به عنوان یک حجّت مستقلّ الهی معّرفی و بر اهمّّیت دلیل عقلی تصریح می کند.
بنابراین لازم است پیش از هر گونه اظهارنظر در مورد رویکرد شیخ صدوق، با تأّمل و دقت بیشتری به بررسی بپردازیم تا ارزیابی دقیق تری از رویکرد ایشان داشته باشیم.
می دانیم که قرن چهارم، نخستین دوران بعد از غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بود و شیعیان به دنبال گردآوری احادیث ائمّۀاطهار بودند.
همین امر سبب شد روحیۀنصّ گرایی و اخباریگری در آن دوران غلبه پیدا کند.
بنابراین همت صدوق در کمال الدّین و سایر آثار خود برای نقل روایات و تذکر صحت آنها را می توان ناشی از تأثیر اقتضائات اجتماعی و خاستگاه معرفتی مردم دانست.
به عبارت دیگر شیخ صدوق نیز هم چون سایر نویسندگان و پژوهشگران سعی می کند آثار خود را به زبان علمی متداول و رایج در عصر خود بنویسد.
با این حال نباید فراموش کرد که او به طور ویژه در بعضی از کتب خود مبنای بحث را بر استدلال و روش عقلانی قرار داده است. در این زمینه کتاب “التوحید” و نمونه هایی از مطالب آن شاهد خوبی بر این مدعاست .





