موضوع مهدویت به عنوان عمق اعتقادی همواره مورد توجه عالمان، اندیشمندان و پژوهشگران بوده است . راهیابی به اندیشه نگارنده یک اثر، از راههای گوناگونی چون شناخت سبک نویسنده ممکن میشود. سبکشناسی شیوهٔ کاربرد زبان در یک بافت معین به وسیله شخص معیّن و برای هدفی مشخّص است و کاربست این روش در بررسی آثار پیشینی در عرصه مهدویت، دادههای نوینی در اختیار پژوهشگران این حوزه قرار میدهد. شیخ صدوق را باید یکی از غیبتنویسان سرآمد در سده چهارم قمری دانست که با کتاب کمالالدین و تمام النعمة، روشی نوین در طرح مباحث مهدویت درانداخته است. کنکاش و بحث درباره انتظار و ظهور امام زمان(عج) برای جامعه شیعه بسیار مهم است و گاه شبهاتی در اینباره مطرح میشود که باید پاسخ مناسب دریافت نماید. به مناسبت ایام میلاد امام عصر(عج) به صورت اجمالی این موضوع مورد اشاره قرار می گیرد. موضوع مهدویت و انتظار یکی از محورهای اصلی و مهم در باورهای اسلامی و به طور خاص باورهای شیعی است. گرچه مسئله مصلح به عنوان یک باور عمومی و جهانی در بین تمام ادیان و مکاتب الهیاتی مطرح شده است ولی این آموزه به طور ویژه با عنوان مهدویت از آغاز اسلام و در آموزههای نبوی توسط عالمانی نظیر صدوق مطرح شده است. اینکه در آخرالزمان مصلحی جهانی از نسل پیامبر(ص) ظهور خواهد کرد و پایان این جهان را در مسیر هدایت و صلاح به پایان خواهد برد. این باوری است که از صدر اسلام مورد توجه جریانهای اسلامی قرار گرفته است ولی به طور خاص در تعالیم شیعی مصداق آن موعود، امام دوازدهم و نسل نهم از فرزندان امام حسین(ع) معرفی شده است. نام و ویژگیهای ایشان در روایات مختلف در دورانهای مختلف بارها و بارها مطرح شده و مسئله طول عمر امام عصر(عج) و غیبت ایشان بارها توسط امامان مطرح شده است. به همین دلیل حتی پیش از ولادت ایشان، شیعیان و اصحاب خاص اهل بیت(ع) کتابهایی پیرامون امام مهدی(عج) و مسئله انتظار و ویژگیهای دوران غیبت به رشته تحریر درآوردند و روایات را در این موضوع گردآوری کردند. مسئله انتظار موعود به عنوان کسی که منتقم خون سیدالشهدا(ع) خواهد بود در طول دوران حضور ائمه(ع) بارها منشا پیدایش گروههای انحرافی هم شد. جریانهای مختلف شیعی، مسئله مهدویت و قیام را مطرح کردند و افراد مختلفی نه تنها از غیر شیعیان حتی از شیعیان گاه در مصداق مهدی(عج) منتظر به انحراف رفتند و برخی از امامان را به عنوان مهدی(عج) مورد توجه قرار دادند که در تاریخ تفکر شیعی مورد توجه است. یکی از مهمترین این جریانات که در طول تاریخ تشیع جریانساز شد واقفیه بود که پس از شهادت امام موسی بن جعفر(ع) با ادعای اینکه امام کاظم(ع) همان مهدی موعود است مدعی غیبت امام موسی بن جعفر(ع) شدند و شهادت ایشان را انکار کردند. این جریان در تاریخ تشیع جریان گستردهای بود و تاثیرات فراوانی بر جای گذاشت.
مسئله مهدویت در طول تاریخ تشیع مورد توجه بوده است و جریانهای مختلفی پدید آورده و کتابهای متعددی در این زمینه به نگارش درآمده تا اینکه در زمان امامت حسن عسکری(ع) در سامرا در سال ۲۵۵ ولادت امام عصر(عج) اتفاق افتاد و برخی از دوستان و شیعیان خاص از نزدیکان امام عسکری(ع) در ملاقاتهایی که در سامرا در منزل امام عسکری با ایشان داشتند موفق به دیدار و رویت امام دوازدهم شدند و در طول این چند سال امام عسکری(ع) با شیوههای مختلف برای خواص و کسانی که مورد اعتماد بودند مسئله ولادت فرزندشان را آشکار کردند. بعد از شهادت امام عسکری(ع) درباره امر وصی آن حضرت و امام بعدی در بین عموم شیعیان مسئله مورد سوال و البته تردید واقع شد. کسانی که در طول این مدت مسئله تولد فرزندشان را شنیده بودند یا به زیارت آن حضرت مشرف شده بودند معتقد بودند امام بعدی فرزند ایشان است و به امامت امام عصر(عج) معتقد شدند ولی به این جهت که برای حفظ جان امام عصر، حضرت از همان هنگام شهادت پدرشان در پرده غیبت رفتند و جز خواص از اصحاب ایشان کسی توفیق زیارت ایشان را نداشت، همین مسئله سبب پیدایش شبهات مختلفی شد و افراد متعددی مدعی امامت و توقف شدند که در کتب فرق تعداد فرقههایی که در این دوران در جامعه شیعی پدیدار شده است ذکر شده و حتی تا ۱۵ فرقه را ذکر کردند. دوران حیرت شیعیان در مسئله امامت جریان اصلی تشیع با هدایت علمای شیعه که در دوران ظهور، تحت تعلیم آموزههای اهل بیت قرار گرفته بودند و شواهد ولادت امام مهدی(عج) را مشاهده کرده بودند مسئله امامت امام عصر(عج) را به جد مورد توجه قرار دادند و با ادله نقلی و عقلی به اثبات امامت ایشان پرداختند. یکی از موثرترین فعالیت ها برای اشاعه فرهنگ مهدویت باوری توسط حضرت شیخ صدوق و در ادامه شاگردان وی به منصه ظهور و بروز رسید و ادله و براهین عقلی و نقلی متعددی ارائه شد. به دلیل طولانی شدن دوران غیبت به ویژه پس از پایان یافتن غیب صغری و شروع دوران غیبت کبری ابهامات بیشتری در جامعه به وجود آمد و این دوره دورهای است که تحت عنوان دوران حیرت از آن یاد میشود که شیعیان دچار حیرت شده بودند که امام آنها کیست، لذا آرام آرام حجم شبهات بیشتر شد تا اینکه در نیمه دوم قرن چهارم شیخ صدوق به طور خاص به مسئله مهدویت توجه کرد. یکی از آثار ایشان کمال الدین است که در آن با بهرهگیری از روایات و تاریخ انبیا مسئله غیبت امام عصر(عج) را تبیین کرده، معقول جلوه داده و شبهات پیرامون این مسئله را پاسخ داده است. از قرن چهارم دفاع عقلی از مسئله غیبت امام عصر(عج) مورد توجه متکلمان شیعه قرار گرفت. در طول تاریخ تشیع از قرن چهارم تا کنون آثار فراوانی با رویکردهای مختلف حدیثی و کلامی و تاریخی و … در مسئله مهدویت تالیف شده است. البته دشمنان مذهب شیعه برای مقابله با تشیع در طول این سالها ساکت ننشستند و آثار مختلفی در ایجاد تردید و شبهه در بین جامعه شیعه پیرامون مسئله مهدویت ایجاد کردند. در کنار آن، جریانات مختلفی مدعی مهدویت شدند. در طول این سالها شخصیتهای متعددی هم درون و هم بیرون جامعه شیعی سراغ داریم که در نقاط مختلف ادعای مهدویت کردند. این مسئله هم در فرقههای شیعه مثل اسماعیلیه و زیدیه بارها اتفاق افتاده است و هم در جامعه شیعه اثنی عشری کسانی در طول تاریخ مدعی ارتباط ویژه با امام عصر(عج) بودند و فرقههای انحرافی را به وجود آوردند. به هر حال مسئله مهدویت به عنوان یکی از ارکان تفکر شیعه امامیه که قرائت صحیح از اسلام محمدی است مطرح است. این اعتقاد شیعه است و یکی از مهمترین ارکان اعتقاد تشیع است که اگر کسی در این بخش دچار انحراف شود اساس باورش دچار مشکل میشود. طبیعتا اهتمام به مسئله مهدویت یکی از مسائل مورد توجه بوده و باید مورد اهتمام بیشتر قرار بگیرد چون رکن اعتقادی ما است. علمای شیعه ابعاد مختلف مهدویت را کاویدند ولی کماکان مهدویت از محوریت کانونی اعتقادات شیعی خارج نشده است و اولویت پژوهش درباره مهدویت کمرنگ نشده است و همچنان مسئله مهدویت در نقطه کانونی اعتقادات شیعه قرار دارد و پژوهشهای فراوانی را میطلبد.





