مراسیل جمع مرسل است ، حدیث مُرسَل اصطلاحی در علم حدیث و درایه به معنای ذکر نشدن نام راوی در سند روایت است.
مرحوم مامقانی، علاوه بر ذکر تعریف عام، در تعریف خاص حدیث مرسل، هر حدیثی را که تابعین بدون ذکر واسطه از پیامبر(ص) نقل کنند، حدیث مرسل میداند.
برخی از اهلسنت نیز این تعریف را برگزیدهاند.
حجیت و قابل استناد بودن حدیث مرسل بین علما اختلافی است.
وثاقت راوی و روایت نکردن از غیر ثقه از جمله دلایل قائلین به حجیت تمام احادیث مرسل است و عدم یقین به وثاقت راوی محذوف و همچنین استفاده از راویان ضعیف و مجهول در نقل حدیث از سوی برخی از مشایخ، از جمله دلایل بر عدم اعتبار و حجیت میباشد.
برخی از علما مواردی از احادیث مرسل را استثنا نموده و قائل به اعتبار و حجیت آنها شدهاند از جمله مراسیل مشایخ ثلاثه، اصحاب اجماع، شیخ صدوق، شیخ طوسی و …
برای حدیث مرسل گونههایی نقل شده که حدیث مُعَلَّق، مُنقطِع، مُجمَل، مرفوع و مُعضَل از آن جمله است.
نگرش مؤلف برای جلوگیری از طولانی شدن روایت، خیانت ناسخان، از بین رفتن اسناد، از جمله علل و انگیزههای ذکر شده در پیدایش احادیث مرسل است.
در این بین ،مراسیل شیخ صدوق گاهی به تعبیر «روی عن الامام» بیان شدند که از آنها تعبیر به مراسیل غیر جزمیه میشود و گاهی به تعبیر «قال الامام علیه السلام» که از آنها تعبیر به مراسیل جزمیه میشود.
مرجع تقلید شیعیان مرحوم آقای خویی در دراسات که دورهی قبل از مصباح الاصول است، فرمودهاند: «این روایت، مرسله جزمیه صدوق است و مراسیل جزمیه صدوق معتبر هستند»
مرحوم امام خمینی رضوان الله تعالی علیه نیز در کتاب البیع و مکاسب محرمه فرمودهاند: «مراسیل جزمیه صدوق معتبر هستند.
با آنکه مشیخه صدوق، جزو مصادر اولیه کتب رجال معرفی شده است ، اما در علم رجال، توجه کمتری نسبت به اقوال او ابراز می شود.
با تفحص در عبارات امام(ره) به عنایت فوق العاده ایشان به اقوال رجالی شیخ صدوق پی می بریم.
در این مورد، به عنوان مثال، می توانیم دیدگاه امام(ره) را نسبت به مرسلات صدوق، ذکرکنیم ایشان نیز ، مرسلات شیخ صدوق را به دو دسته تقسیم می کند:
قسم اول، آن است که صدوق به طور جزم و قطع، خبری را به معصوم(ع) نسبت دهد که این قسم را معتبر می داند.
قسم دوم، آن است که خبر را به گونه ای غیر جزمی و با عباراتی همچون (روی عنه) بیاورد که این قسم را معتبر نمی داند.
عبارت ایشان در مبحث ولایت فقیه و در هنگام بحث از حدیث (اللهم ارحم خلفائی) چنین است:
فهی روایه معتمده لکثره طرقها; بل لو کانت مرسله، لکانت من مراسیل الصدوق التی لاتقر عن مراسیل مثل ابن ابی عمیر. فان مرسلات الصدوق علی قسمین: احدهما ما ارسل و نسب الی المعصوم(ع)بنحو الجزم، کقوله (قال امیرالمؤمنین علیه السلام کذا).
وثانیهما ما قال (روی عنه علیه السلام ) مثلا و القسم الاول من المراسیل المعتمده المقبوله.
ایشان در موارد دیگر نیز به قسم اول مرسلات صدوق اشاره کرده وآنها را معتبر دانسته است.
علت اعتماد امام(ره) به این گونه مرسلات شیخ صدوق، آن است که نقل این چنینی صدوق، دلالت بر اعتماد او بر خبر می کند که این اعتماد یا به جهت وثاقت راویان و یا به علت قیام قرائن دلالت کننده بر صحت خبر در نزد او بوده است.
اشکالی که در این هنگام پیش می آید، آن است که ممکن است توثیق یا تصحیح صدوق، ناشی از اجتهاد او باشد که برای دیگران، حجت نیست ، اما امام(ره) به این اشکال، چنین پاسخ می دهد که باتوجه به مشی صدوق، این نکته روشن است که او اهل اجتهاد متعارف نبوده و بنابراین، می توانیم اطمینان پیدا کنیم که توثیق وتصحیح او، ناشی از قرائنی آشکار بوده است که اگر به ما نیز می رسید، آن خبر را حجت می دانستیم.
عبارت امام(ره) در این مورد،چنین است:
و توهم ان جزمه (ای الصدوق ره ) باجتهاده لایفید لنا ولعل القرائن التی عنده لاتفیدنا الجزم فی غیر محله، لان الظاهر من مسلکه انه لم یکن اهل الاجتهادات المتعارفه عن الاصولیین سیماالمتاخرین منهم; فالقرائن التی عنده لا محاله تکون قرائن ظاهره توجب الاطمئنان لنا ایضا.
نکته جالب در این عبارات که ناشی از اعتماد فوق العاده امام خمینی (ره) به این گونه مرسلات صدوق است، عبارت پایانی اوست که رد این چنین روایاتی را مساوی با جرئت بر مولا و رد روایات اودانسته است
به دلیل همین اجتهادات است که امام(ره) بین مرسلات صدوق و مرسلات شیخ مفید ، حتی اگر از نوع دوم باشد، تفاوت گذاشته ومرسلات مفید را قبول نمی نماید





