نهج صدوق، عدل الهی در پیوند با مکتب ائمه وفق منابع کلامی، شیخ صدوق از برجستهترین محدثان و متکلمان امامیه در قرن چهارم هجری است. آرا و اعتقادات این فقیه نامور در موضوع عدل الهی را میتوان در چارچوب کلی مکتب اهلبیت (ع) و با روش خاص رواییاش بررسی کرد. شیخ صدوق در آثار کلامی خود، به ویژه در کتابهای الاعتقادات و التوحید، رویکردی کاملاً روایی (نقلی) دارد. ایشان کمتر از استدلالهای عقلی محض (علم کلام) استفاده میکند و بیشتر به احادیث امامان معصوم (ع) استناد مینماید . مهمترین و مشهورترین رأی کلامی شیخ صدوق در باب عدل، موضعگیری او در برابر دو نظریه جبر و تفویض است. · موضع میانه: او در کتاب الاعتقادات به صراحت بیان میکند: «در مورد افعال مردم، ما قائل به راه میانه بین جبر و تفویض هستیم» . این دقیقاً همان نظریه “امر بین الامرین” است که برگرفته از تعالیم امامان شیعه (ع) میباشد. · عدل الهی و اختیار انسان: از نظر حضرت شیخ صدوق، اعتقاد به عدل خداوند به این معناست که او بندگانش را به انجام کارهای زشت وادار نمیکند (جبر) و همچنین آفرینش و اداره جهان را کاملاً به خود آنها واگذار نکرده است (تفویض). بلکه خداوند هم خالق افعال است و هم انسانها در آنها دارای اختیار و نقش هستند. این دیدگاه، هم عدل الهی را حفظ میکند و هم مسئولیت انسان را در قبال اعمالش توجیه مینماید. علاوه بر اصل “امر بین الامرین”، میتوان اصول دیگری را که در کلام شیخ صدوق به عدل الهی مرتبط میشود، به این شرح برشمرد: الف. تنزیه خداوند از ظلم: شیخ صدوق با تأکید بر توحید و صفات الهی، هرگونه صفتی که با عدل منافات داشته باشد را از ساحت خداوند دور میداند. او معتقد است کسی که قائل به تشبیه (شبیه دانستن خدا به خلق) باشد، مشرک است . این تنزیه، پایهگذار عدل الهی است؛ زیرا خدایی که شبیه مخلوقات نیست، از صفات نقص آنها (مانند ظلم) نیز مبرا است. ب. حکمت در آفرینش: در روایاتی که شیخ صدوق در کتاب علل الشرایع نقل کرده، به این مسئله پرداخته شده که خداوند جهان را بیهوده نیافریده است. هدف از آفرینش، کسب سود برای خدا نیست، بلکه فیض و رحمت الهی به بندگان است تا آنان را به سعادت ابدی برساند . این نگاه، مبتنی بر عدل و حکمت الهی است و همراستا با آموزه های مکتب اهل بیت و معصومین می باشد. نکته قابل توجه آنکه شیخ صدوق در تبیین عدل و سایر صفات الهی، عمدتاً به نقل حدیث اکتفا کرده و کمتر به تأویل و استدلال عقلی گسترده پرداخته است. به همین دلیل، شاگرد برجستهاش، شیخ مفید، در شرح کتاب الاعتقادات، در برخی موارد از استاد خود فاصله گرفته و با رویکرد عقلیتر (کلامی) به نقد و تکمیل آرای او پرداخته است . این نشانگر این گزاره است که شیخ صدوق بیشتر به دنبال تبیین اعتقادات از زبان معصومین (ع) بوده است.





