تدوین: واحد تولید محتوای آستان حضرت شیخ صدوق
بر اساس آثار شیخ صدوق صلح امام حسن (ع) با معاویه نه یک شکست، بلکه اقدامی حکیمانه و مبتنی بر تکلیف الهی بود که با هدف حفظ جان شیعیان و کیان اسلام انجام شد. شیخ صدوق در کتاب معروف خود، «علل الشرایع»، به تبیین علل و حکمتهای این صلح پرداخته است . دیدگاه شیخ صدوق را میتوان در قالب چند محور اصلی خلاصه کرد: ۱. پیروی از سنت پیامبر (صلح حدیبیه) مهمترین استدلالی که شیخ صدوق از قول امام حسن (ع) نقل میکند، تشبیه صلح ایشان به صلح حدیبیه است. زمانی که یکی از شیعیان به نام «ابوسعید عقیصا» علت صلح را جویا شد، امام (ع) در پاسخ فرمودند: “علت مصالحه من با معاویه، همان علت مصالحه رسول خدا (ص) با بنیضمره و بنیاشجع و مردم مکه در بازگشت از حدیبیه است. آنان کافر به تنزیل (ظاهر قرآن) بودند و معاویه و اصحاب او کافر به تأویل (باطن قرآن) هستند.” حفظ سنت و سیره پیامبر توسط جانشینان ایشان یک نوع الگوی سازی هم از سوی ایشان می باشد. امام حسن ع با توجه به شرایط جامعه وجبهه خویش تصمیم به صلح با معاویه که از وارث شرک بودند، گرفت. به تبعیت ار سیره جدش در مقابله با مشرکین که بنا بر شرط ایشان صلح کردند. این استدال امام حسن ع یعنی یک نوع احیای سیره پیامبر اکرم (ص) می باشد . ۲. حفظ جان شیعیان شیخ صدوق در تحلیل خود، مهمترین نتیجه و فایده صلح را حفظ جان شیعیان و دوستداران اهل بیت (ع) میداند. اگر جنگ روی میداد، با توجه به کینه عمیق بنیامیه نسبت به خاندان پیامبر (ص) و خیانت و سستی موجود در سپاه امام (ع)، هیچکس از شیعیان زنده نمیماند. امام حسن (ع) در روایتی که شیخ صدوق نقل کرده، میفرماید: “اگر این کار را نمیکردم، احدی از شیعیان ما بر روی زمین باقی نمیماند و همه را میکشتند.” . امام حسن دو راه بیشتر نداشت یا با وجود سپاهی از هم گسیخته وخیانت پیشه وآشفته و شرایط نامساوی نظامی و روانی با معاویه وارد جنگ شود و نتیجه آن هم پیشاپیش شکست قطعی لشکر امام حسن علیه السلام بود . یا اینکه با توجه به حوادث رخ داده وشرایط موجود آینده نگری کرده صلح را مقدم کرده وحفط جان خویش ویارنش را می کرد. به تصریح شیخ صدوق در علل الشرایع ، امام حسن علیه السلام بار ها در اعتراض کسانی که به خاطر ندانستن حکمت صلح از ایشان اشکال می کردند ،هدف از صلح را حفظ خون مسلمین و خصوصا شعییان عنوان فرموده اند . ۳. آزمایش و امتحان شیعیان از نگاه شیخ صدوق، این صلح وسیلهای برای آزمایش و امتحان شیعیان بود. با نامهنگاریهای مخفیانه بسیاری از سران سپاه کوفه با معاویه و درخواست اماننامه برای خود و قبیلهشان، چهره واقعی آنان برای امام و تاریخ آشکار شد و مردم فهمیدند که خیانت به امام، چه پیامدهای ذلتباری به دنبال دارد . معاویه هم در زمان پیشنهاد صلح برای مجاب کردن امام حسن علیه السلام برای پذیرش صلح نامه هایی که منافقین و افراد سپاهش خطاب به معاویه نوشته بودند را برای امام حسن ارسال می کرد. ۴. خنثی سازی توطئه و افشای چهره واقعی معاویه امام حسن ع با توجه به وضعیت پیش آمده برای خودش پیشنهاد صلح را اریه می دهد وبنا به نقل شیخ صدوق این در زمانی بوده که امام حسن علیه السلام از یاری یارانش قطع امید کرده بودند و با بررسی شرایط خویش صلح رابه معاویه پیشنهاد دادند . شاید دلیلش این باشد که امام حسن می داند معاویه یک سیاست مدار کار کشته است و از هیچ فرصتی در راه تخریب وتضعیف چهره اهل بیت مخصوصا امام حسن علیه السلام دریغ نمی کند. شاید این کارها در نظر برخی عادی باشد ولی امام حسن ع با شناختی که از معاویه دارد این فرصت را هم از او میگیرد تا نتواند از این طریق جریان را به نفع خود مصادره کند. زیرا شکست امام حسن ع درجنبه نظامی قطعی بود.ومعاویه این را میدانست ومی توانست با پیشنهاد صلح یک چهره صلح طلب از خود نشان دهد. چون معاویه از هر نظر پیروز میدان بود از لحاظ نظامی که مسلم است واز لحاظ دیگر اینکه امام باید صلح را قبول میکرد. لذا با پیشنهاد خویش این تبلیغ معاویه را خنثی کرد. صلح، زمینه را برای افشای چهره واقعی معاویه و بنیامیه فراهم کرد. پس از صلح و به دست گرفتن قدرت مطلق، معاویه دیگر نیازی به پنهانکاری ندید و بهتدریج ماهیت خود را آشکار ساخت. اولین اقدام او پس از ورود به کوفه، خطابهای بود که در آن صراحتاً اعلام کرد جنگ او با مردم عراق برای نماز و روزه نبوده، بلکه برای رسیدن به حکومت بوده است .
. سلب ولایت شرعی از معاویه یکی دیگر از نتایج مهم صلح از دیدگاه شیخ صدوق، سلب مشروعیت دینی از خلافت معاویه بود. امام حسن (ع) با شرط کردن این موضوع که معاویه حق ندارد خود را «امیرالمؤمنین» بنامد، عملاً خلافت او را فاقد جنبه الهی و شرعی دانست و آن را به یک قدرت دنیوی صرف تقلیل داد . البته هیچ کس از متکلمان ومحدثان و دانشمندان؛ خلافت معاویه را مانند خلافت خلفای پیشین شرعی نمی دانند.چون برخی حکومت او را جزء سلطنت ونه خلافت میدانند ۶. حفظ وحدت و مصالح جامعه اسلامی در نهایت، صلح به منظور حفظ وحدت و مصالح عالی جامعه اسلامی و جلوگیری از خونریزی بیحاصل میان مسلمانان صورت گرفت. امام حسن (ع) که خود را ملزم به پیروی از سیره جدش رسول خدا (ص) میدانست، مصلحت اسلام و مسلمین را بر منافع شخصی خود مقدم داشت و با صلحی که منعقد کرد، از نابودی مسلمانان جلوگیری نمود . از منظر شیخ صدوق، صلح امام حسن (ع) یک اقدام تاکتیکی و کاملاً عقلانی بود که در شرایط اضطراری و برای حفظ اساس مکتب تشیع و پیروان آن انجام شد. این صلح، که با الهام از سنت نبوی و با آگاهی کامل از پیمانشکنی معاویه صورت گرفت، توانست شیعه را به عنوان یک جریان فکری و اعتقادی از خطر نابودی فیزیکی نجات دهد و برای آینده حفظ کند . از یاد نبریم که امام حسن علیه السلام ، هرگز در بیان حق و دفاع از حریم اسلام، از خود نرمش نشان نمی داد. ایشان آشکارا از اعمال ضد اسلامی معاویه انتقاد می کرد و سوابق زشت و ننگین معاویه و دودمان بنی امیه را بی پروا فاش می ساخت. فراتر از این موضوع ،در زمان امام حسن مجتبی علیه السلام ، جنگ داخلی مسلمانان هم، به سود جهان اسلام نبود؛ زیرا امپراتوری روم شرقی که ضربه های سختی از اسلام خورده بود، همواره در پی فرصت مناسب بود تا ضربت مؤثر و تلافی جویانه ای بر پیکر اسلام وارد کند و خود را از نفوذ اسلام آسوده سازد. وقتی که گزارش صف آرایی سپاه امام حسن علیه السلام و معاویه در برابر یکدیگر به سران روم شرقی رسید،زمام داران روم فکر کردند که بهترین فرصت برای تحقق بخشیدن به اهداف خود را به دست آورده اند. از این رو، با سپاهی عظیم، عازم حمله به کشور اسلامی شدند. آیا در چنین شرایطی، شخصی چون امام حسن علیه السلام که رسالت حفظ اساس اسلام را دارد، جز قبول صلح راهی دیگر داشت؟ معاویه برای تثبیت موقعیت خود و برای آن که وانمود کند که امام مجتبی علیه السلام مطیع و پیرو اوست، به آن حضرت که راه مدینه را در پیش گرفته بود، پیام فرستاد که شورشی را سرکوب سازد و سپس به سفر خود ادامه دهد! امام به پیام او پاسخ داد که: «من برای حفظ جان مسلمانان از جنگ با تو خودداری کردم و این موجب نمی شود که از طرف تو با دیگران بجنگم. اگر قرار به جنگ باشد، پیش از هر کس باید با تو بجنگم؛ چون مبارزه با تو، از جنگ با خوارج لازم تر است». هر کدام ار اهل بیت علیهم السلام با توجه به شرایطی که در آن بوده شیوه ای برای مبارزه با دشمنان انتخاب میکرده است. در میان اهل بیت علیهم اسلام امام حسن علیه السلام مجبور شدند با توجه به عوامل مختلفی که بر آن زمان حاکم بود، صلح کنند و صلح عقدی است که دو طرف در مورد بخشیدن چیزی یا گذشتن از حقی در مقابل هم تعهد می کنند.





