به تحقیق یکی از جلوه های بارز توصیه های ائمه، (علیهم السلام)، به وحدت اسلامی را می توان در تأکیدهای فراوان ائمه اطهار، بر حضور شیعیان در اجتماعات سایر مسلمین و خصوصاً نمازگزاردن با آنها یافت. آن چنان که با کنکاش و دقت در این روایات متعدد بخوبی می توان به اهتمام والای اهل بیت، به مسأله وحدت اسلامی پی برد. شیخ صدوق در امالی ، الهدایه و من لایحضر الفقیه به نقل از امام صادق، علیه السلام، درباره اهمیت نمازگزاردن با مسلمانان سایر مذاهب می فرمودند: مَنْ صَلَّى مَعَهُمْ فِی الصَّفِّ الْأَوَّلِ فَکَأَنَّمَا صَلَّى مَعَ رَسُولِ اللَّهِ، صلی الله علیه وآله، فِی الصَّفِّ الْأَوَّل ؛ هر که با آنها در صف اوّل نماز بگذارد، گویا با رسول خدا در صف اوّل نماز خوانده است. اسحاق بن عمار نیز می گوید که امام صادق، علیه السلام، به من فرمودند: یَا إِسْحَاقُ أَتُصَلِّی مَعَهُمْ فِی الْمَسْجِدِ؟ قُلْتُ: نَعَمْ قَالَ: صَلِّ مَعَهُمْ فَإِنَّ الْمُصَلِّیَ مَعَهُمْ فِی الصَّفِّ الْأَوَّلِ کَالشَّاهِرِ سَیْفَهُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ؛ ای اسحاق، آیا با اهل سنت در مسجد نماز می خوانی، گفتم: آری، امام فرمودند: با آنها نماز بخوان؛ زیرا کسی که با آنها در صف اوّل نماز بخواند مانند کسی است که شمشیرش را در راه خدا آخته است. و یا به نقل از صدوق در من لایحضره الفقیه در روایت دیگری آن حضرت می فرمایند: إِذَا صَلَّیْتَ مَعَهُمْ غُفِرَ لَکَ بِعَدَدِ مَنْ خَالَفَک ؛ هنگامی که با آنها نماز می گذاری خداوند به میزان کسانی که مخالف تو هستند گناهان تو را می بخشاید. جالب اینکه در روایتی هنگامی از امام صادق سؤال می شود چرا ایشان فرمودند مسافران در مکه و مدینه نماز را تمام بخوانند، آن حضرت در پاسخ، علّت آن را جلوگیری از خروج زود هنگام شیعیان از صفوف نمازگزاران عنوان می کنند. زیرا بعضی از شیعیان پس از آن که نماز خویش را به صورت قصر و شکسته بجا می آوردند، صفوف جماعت را ترک می نمودند که اهل سنت این عمل را نوعی بی احترامی به خویش به حساب می آورند. (شیخ صدوق، علل الشرائع، ج۲) فراتر از اینها طبق روایات و نیز گزارش های تاریخی و روایی، امام علی (علیه السلام)، نیز در نماز جماعت زمان خلفا شرکت می کرد. نمی توان حضور بیست و پنج ساله حضرت در جمعه و جماعت را حمل بر خوف و تقیه سیاسی کرد، چرا که اگر بنا بود آن حضرت از ترس حاکمیت و به خاطر رعایت مصلحت شخصی اهل ترس و تقیه باشد، در این صورت می بایست از بیان حقوق از دست رفته خویش و برتری اش نیز پرهیز می کرد، و حال آن که چنین نکرد. همچنان که هیچ دلیل تاریخی و روایی از ایشان نداریم که وی از قضای نمازهای مکرر خود پشت سر خلفا، خبر داده باشد. گویا مسئله آن قدر روشن بود که جاعلان حدیث نیز نتوانسته اند چنین احادیثی را جعل کنند. البته روایات در این معنی آن قدر زیاد است که صاحب کتاب وسائل الشیعه بابی را به اختصاص داده و در آن روایات فراوانی که بر مطلوب بودن شرکت در نماز جماعت اهل سنت دلالت دارد را جمع نموده است. علاوه بر این، فقها و مراجع تقلید نیز با توجه به استحکام و اتقان این روایات از حیث سند ومتن همواره فتوا به استحباب حضور در نماز جماعت داده اند، و آن را زمینه ساز و مقوم وحدت میان مسلین دانسته اند.
آنچنان که آیت الله العظمی خوئی نیز پس از ذکر تعدادی از این روایات، با بیان این که صدور چنین دستورهائی به جهت رعایت تقیه و خوف از ضرر نبوده است، زیرا اصحاب امام، علیه السلام، در آن زمان شناخته شده و معروف بودند، می نویسد:
«از این روایات استفاده می شود حکمت مدارا با اهل سنت در نماز جماعت و مانند آن مبتنی بر ترس از ضرر نیست، بلکه حکمت مدارا کردن با آنان رعایت مصلحت نوعیه و اتحاد کلمه ی مسلمین است، بی آن که ترک شرکت در نماز ضرری را در پی داشته باشد؛ زیرا در آن روزگار یاران امام به «تشیع» معروف بودند.
بنابر این دستور امام، (علیه السلام)، به شرکت در نماز آنان،به جهت شناخته نشدن اصحاب نبوده، بلکه برای مؤدب شدن به اخلاق نیکو بوده تا با این رفتار، شیعه با اوصاف زیبا و دور از تعصب و عناد و لجاجت شناخته شود و گفته شود خدا رحمت کند جعفر را که اصحاب خوبی تربیت کرده است».
این مرجع تقلید همچنین در مورد بعضی از روایات که در باب تقیه آمده و در آنها ائمه، علیهم السلام، کفته اند:
هرکس تقیه را به عنوان شعار و علامت خویش قرار ندهد از ما نیست. می گوید: «روایاتی که دلالت دارد از ما نیست هرکس تقیه را شعار و دثار خویش قرار ندهد، ناگزیر باید حمل شود بر تقیه مداراتی؛ مانند حضور در مجالس آنان و شرکت در نمازشان؛ زیرا در تقیه مداراتی ترس از ضرر شرط نیست و ممکن نیست این گونه از روایات بر تقیه خوفی حمل گردد؛ چرا که چنین تقیه ای مشروط به وجود ترس از ضرر است و پر واضح است، از کسی که نسبت به او امان هست، ترس وجود ندارد.»
ایشان در ادامه با تأکید بیشتر بر معنایی که گذشت، این توصیه ها را مربوط به همه ی زمان ها دانسته و می فرماید:
«همانا حکمت از صدور چنین روایاتی رعایت مدارا و حفظ توحید کلمه ی مسلمین بوده است تا بدین وسیله شیعیان، خود را به عدم تعصب متمایز و مشخص سازند؛ بنابراین چنین توصیه هایی در زمان ما نیز جاری بوده و حضور در مساجد برادران اهل سنت و نماز خواندن با آنها به منظور مشخص ساختن شیعه از سایر مسلمانان به عدم تعصب، مستحب است تا بدین جهت اتحاد کلمه مسلمین حفظ گردد».
فشرده سخن این که بر اساس مفاد این دسته از رویات، ائمه، علیهم السلام، ما را ترغیب و تشویق کرده اند که با اهل سنت ارتباط داشته باشیم و از راه های مختلف از جمله شرکت در نماز آنها، محبت آنان را به دست آوریم. پرواضح است که این گونه رفتار انسجام و وحدت اسلامی را در پی خواهد داشت.
همان گونه که گذشت در مورد استحباب و مطلوب بودن حضور در نماز اهل تسنن با توجه به بسیاری روایات آن، اختلافی میان فقها وجود ندارد.





