معرفت الهی، بسان سفری است به سوی سرچشمه نور، سفری که در آن قلب و عقل در هم میآمیزند تا انسان را به ساحت قدس الهی رهنمون شوند. مرحوم صدوق ذیل این باب «أنه عز و جل لا يعرف إلا به» چندین روایات قرار داده و بعد نظر خود را در جمع بندی معنایی این روایات ارائه می کند. ایشان فرموده: «قال مصنف هذا الكتاب القول الصواب في هذا الباب هو أن يقال عرفنا الله بالله لأنا إن عرفناه بعقولنا فهو عز و جل واهبها و إن عرفناه عز و جل بأنبيائه و رسله و حججه فهو عز و جل باعثهم و مرسلهم و متخذهم حججا و إن عرفناه بأنفسنا فهو عز و جل محدثها فبه عرفناه» ظاهر این بیان این است که ما خداوند را ولو از طریق مخلوقات باشد ولی از طریق خودش می شناسیم و معرفت خدا از جانب خود اوست. مخلوقات خودشان بما هو مخلوق امکان معرفت ایجاد کردن برای کسی ندارند. این خداست که از طریق وحی یا عقل یا شهود خود را معرفی کرده است. بعد ایشان نکته ای را اضافه می کند: «وَ قَدْ قَالَ الصَّادِقُ لَوْ لَا اللَّهُ مَا عُرِفْنَا وَ لَوْ لَا نَحْنُ مَا عُرِفَ اللَّهُ. و معناه لو لا الحجج ما عرف الله حق معرفته و لو لا الله ما عرف الحجج» یعنی در روایات بیان شده است که البته عقل و شهود بدون دلالت انبیاء به معرفت الهی نمی رسند. وقتی که انوار وحی به عقل و قلب انسان بتابد معرفت عقلی و ایمانی رخ می دهد ولی اینکه فکر کنیم عقل و قلب انسان بدون انبیاء رویش می کند، این حرف کاملی نیست. بعبارتی اجل و اکرم بودن خدا معنایش همین است که دست کسی به معرفت الهی (به جمیع شئون از اصل وجود تا معرفت به اسماء و صفات و…) نمی رسد الا اینکه از جانب خدا اتفاقی بیافتد و آیات و وحی نازل شود که در ادامه روایت همین معنا بیان شده است. در واقع مرحوم صدوق ابتدا بیان کرده اند که معرفت را خدا ایجاد می کند و معرفت به خدا چه از طریق وحی یا عقل یا قلب، این به وسیله خدا حاصل می شود و اوست که خود را معرفی کرده است. بعد فرموده با توجه به روایات روشن می شود ما هر معرفتی هم از خدا بدست می آوریم این به وساطت نشانه های الهی واقع می شود. در عین اینکه شناخت خود حجج به خدا واقع می شود و اوست که مسیری را برای شناخت حجج فراهم می کند، ولی در عین حال معرفت به خود خداوند هم از طریق حجت ها واقع می شود.
در ادامه حضرت صدوق مسئله «حی بن یقظان» را مطرح کرده است که فرض انسانی است که تنها در یک جای دور افتاده است و هیچ ارتباطی با حجج و مسیر هدایت الهی و اخبار آنها نداشته باشد.
آیا چنین فردی به خدا دلالت می شود؟ ایشان فرموده اینطور نیست.
«و قد سمعت بعض أهل الكلام يقول لو أن رجلا ولد في فلاة من الأرض و لم ير أحدا يهديه و يرشده حتى كبر و عقل و نظر إلى السماء و الأرض لدله ذلك على أن لهما صانعا و محدثا فقلت إن هذا شيء لم يكن و هو إخبار بما لم يكن أن لو كان كيف كان يكون و لو كان ذلك لكان لا يكون ذلك الرجل إلا حجة الله تعالى ذكره على نفسه كما في الأنبياء منهم من بعث إلى نفسه و منهم من بعث إلى أهله و ولده و منهم من بعث إلى أهل محلته و منهم من بعث إلى أهل بلده و منهم من بعث إلى الناس كافة»
خلاصه کسی بدون هدایت وحی، هدایت به معرفت الهی نمی شود و این ادعایی است بیهوده و چنین فرضی واقع نشده است.
بعد ایشان فرموده ،نفرمایید که جناب ابراهیم علیه السلام با همین رویت شمس و قمر و نجوم به رب العالمین رسیده است .
زیرا جواب می دهیم که ایشان پیامبر الهی بوده است و این سیر در آفاق را از جانب خداوند داشته است و این شکل از استدلال را هم برای امت خودش بیان کرده است و در واقع استدلالی است که ایشان در نفوس زنده و ایجاد کرده است.
در نهایت هم ایشان فرموده واقعاً اگر ما در معرفت الهی مستغنی بودیم چرا این همه آیات در مورد وجود خدا و اسماء و صفات او در قرآن ذکر شده است؟!
این فرمایش شیخ صدوق قابل دفاع و تمام است و ادله معرفة الله بالله نمی خواهد بگوید انبیاء در معرفت الهی واسطه نیستند بلکه می گوید از جناب خدا یک اتفاقی باید بیافتد و آیات خود را نازل کند و اصل این آیه الهی، حجج هستند و بقیه آیات هم در پرتو آنها آیه می شوند.
عقل در مواجهه با آیات الهی است که شکوفا می شود و خودش به تنهایی راه به معرفت الهی ندارد.
اینکه می بینید فلاسفه مسلمان سعی می کنند با یک استدلال عقلی به ظاهر بی ارتباط به وحی، خدا را اثبات کنند، اینها حل کردن معما بعد از حل شدن آن توسط غیر است.
اصل حرف هایی که در استدلال فلاسفه مسلمان هست از انبیاء گرفته شده است نه اینکه عقل مستقل خودش به اینها دلالت شده است.
تازه با این همه تلاش انبیاء باز هم نیمی از دنیا ملحد و کافر هستند و ابداً به خدا دلالت نشده اند.
اینکه فرض کنیم انسان بدون انبیاء به خالق و صانع و بلکه به رب العالمین دلالت می شود، واقعاً حرف عجیبی است!
البته روشن است که مقصود از این حرف نقلی شدن، طریق اثبات خدا نیست. بحث این نیست که بگوییم چرا خدا اثبات می شود؟





