تجلی بن مایه های اخلاقی شیعی در روایات با محوریت شیخ صدوق

نظام اخلاقی شیعه از تدوین روایات و کتب حدیثی آغاز شده است. با اعطای عقل که حجت باطنی است انسان به حجت ظاهری می رسد، با عقل است که ما وحی را اثبات می کنیم. اصل عقل نه تنها در شرع رد نشده بلکه تثبیت شده و مبنای درک دین و مبنای تکلیف هم درک عقلاست. باورمندان به نسبیت در اخلاق عمدتاً در گرایشات علوم انسانی صبغۀ مادی گرایانه دارند. نظام اخلاقی شیعه از تدوین روایات و کتب حدیثی آغاز شده است، مرحوم شیخ صدوق از بزرگان شیعه و افتخار اهل شیعه است. ایشان کتاب های مختلفی دارد: کتابی در توحید که دریایی از معارف توحیدی است و کتابی در فقه (من لا یحضره الفقیه) و برخی کتاب های ایشان که جنبۀ اخلاقی دارد، البته مثل اصول کافی, عنوان بندی نشده است، اما همه اش مباحث اخلاقی است , نظیر خصال و معانی الاخبار که نوع روایاتش ، روایات اخلاقی است. تدوین کتب اخلاقی ،حدیثی در اعصار مختلف در حوزه های علمیه انجام شده است تا نوبت می رسد به مرحوم ابن شعبه حرّانی، صاحب تحف العقول. عمده روایات این کتاب حدیثی، اخلاقی است. البته این کتاب روایات توحیدی هم دارد. پس از آن مرحوم طبرسی، مکارم الاخلاق را نوشت ، تا اینکه نوبت به علامه مجلسی رسید و ایشان سهم به سزایی در احیای معارف شیعه دارد. بحارالانوار مجموعه مهمی از کتب مختلف شیعه است،  مجموعه ای از روایات اخلاقی، اعتقادی، فقهی و روایات دیگری که ائمه در ابواب مختلف بیان فرموده اند، قسمتی از این کتاب حدود ۵ یا ۶ جلد در باب مسائل اخلاقی است. مکاتب اخلاقی شیعی بر اساس روش تقسیم می شوند. مکتب اول، مکتب اخلاقِ حدیثی است که تکیه گاهش فقط روایات است، البته این دو قسمت دارد، تا قبل از مرحوم مجلسی فقط روایات را بیان می کردند، منتها مرحوم کلینی زحمت فراوانی کشید و با باب بندی روایات، کتاب اصول کافی را تنظیم کرد. به این روش اخلاق حدیثی می گویند؛ منتها در بحار علاوه بر ذکر روایات، تحلیل اجتهادگونه ای هم در روایات اخلاقی داریم. این مزیت در بحار هست که اخلاق، صرفاً روایات نیست، تحلیل بیانات مرحوم مجلسی راهگشا است ،به انسان روش می دهد اما کتاب های قبل مثل تحف العقول، مکارم الاخلاق، خصال شیخ صدوق و کتاب مرحوم کلینی به سبک و سیاق دیگری بودند.

درباره تعداد احادیث اخلاقی آمار دقیقی در دست نیست، چون احادیث اخلاقی در همه کتب روایی به صورت پراکنده موجود است . برای مثال هم در ضمنِ روایات فقهی و هم در ضمن روایات اعتقادی روایات اخلاقی فراوان داریم. حتی در کتب تاریخ، تفسیر و رجال نیز، اخبار و روایات اخلاقی داریم. جلد دوم کافی حدود ۲ هزار حدیث اخلاقی دارد که باز در ابواب دیگرِ کافی نیز روایات اخلاقی فراوان است ، یعنی اگر کل روایات اخلاقی کافی استخراج شود، تا ۴  هزار روایت را می‌توان به­ عنوان روایات اخلاقی شناسایی کرد. در کتابی مثل جهاد­النفس وسائل حدود ۱۸۰۰ حدیث به­ عنوان حدیث اخلاقی آمده است و در کتاب‌های مفصل­تر مثل ابواب جهاد­النفس و احکام­ العشره جامع احادیث الشیعه باز این آمار بیشتر است و در هر حال این دو کتاب با نگاه فقهی نوشته شده است نه با نگاه اخلاقی. لازمه رسیدن به آمار واقعی روایات اخلاقی این است که کل میراث روایی را یک بار بازخوانی کنیم و همه روایات اخلاقی را استخراج کنیم؛ آن موقع آمار نسبتا دقیق به دست می­ آید . در این میان کتب شیخ صدوق نیز از جایگاه ممتازی برخوردار است . کتاب مصادقة الاخوان ایشان در موضوع اخلاقِ دوستی است ، و موضوع روایات کتاب خصال و ثواب الاعمال و عقاب الأعمال نیز بیشتر اخلاقی است، گرچه مثلاً در خصال روایات اعتقادی و علمی و طبی نیز هست. خصوصیت این کتاب­ها، بجز یکی دو مورد مثل رسالة المؤمن حسین بن سعید و مُصادَقَةُ الإخوان شیخ صدوق این است که اسناد روایات را هم به صورت کامل آورده است و این ویژگی دست ما را برای بررسی جهات تاریخی و اعتباری روایت باز می‌کند. در این کتاب­ها اطمینان داریم که این بزرگان سند را دقیق و کامل به شکلی که از مشایخ خودشان احادیث را گرفته‌اند، برای ما نقل کرده‌اند و این کتب به طریق صحیح به ما رسیده است. این دوره اول اخلاق روایی است. دوره دوم، دوره نگارش حکمت‌نامه‌های عملی است که مانند تحف العقول ابن شعبه حرّانی یا ، غرر الحکم آمدی، تنبیه الخواطر ابن ابی فراس، ارشاد القلوب دیلمی، همگی حالت حکمت­ نامه­ ای دارند. مکتب اخلاقي اسلام و به تبع آن تشیع ، غايت انگار است،نه وظيفه گرا، اين گفته ممکن است در بادي نظر، تعجب آميزباشد. می دانیم که در متون ديني ما (اعم از آيات و روايات) در مقام تشويق و دعوت به انجام کارهاي خير، بر اين نکته تاکيد شده است که اين کارها موجب ،آسايش، اطمينان، فلاح، فوز و مانند آن مي گردد. يعني اينکه اين کارها بايستني است و انسان بايد به انجام آنها اهتمام ورزد، آن است که موجب سعادت او مي گردد، و اين عين غايت انگاري است. انسان به عنوان موجودي مختار و آگاه در افعال خودغايت داشته هر کاري را به هدفي و براي برآوردن غرضي انجام مي دهد. با توجه به آيات قرآن کريم در می یابیم غايت نهايي و مطلوب بالذات انسان در کارهاي اخلاقي سعادت، فوزو فلاح نهايي است که اشاره به برخورداري او از بالاترين سرورها و ابتهاج ها به لحاظ کمي و کيفي دارد.

در این بخش اصول اخلاقی استخراج شده را براساس منزلت اجتماعی کسانی که مورد تعامل قرار می گیرند ارائه می نماییم:

۱. پدر و مادر

والدین در تعالیم اخلاقی اسلام و پییشوایان شیعه اهمیت و جایگاه ویژه ای دارند و همواره به حفظ و حقوق آنان سفارش شده است.

براساس رهنمودهای آنان، پدر و مادر به عنوان نخستین کسانی که در راه نگاهداری، تعلیم و تربیت انسان نقش اساسی ایفا می کنند حق بزرگی بر گردن انسان دارند و هر انسانی ملزم به رعایت و ادای این حق است.

امام رضا(ع) درباره چگونگی رفتار با پدر و مادر و ادای حقوق آنان سه اصل اخلاقی را متذکر می شود:

الف اصل تدبّر؛ امام رضا(ع) از رسول خدا(ص) نقل می کند که “نگاه به والدین، عبادت است“.
واضح است که منظور از نگاه آن نگاهی است که از روی عطوفت و مهربانی باشد .

ب اصل سپاسگذاری؛ صدوق در خصال آورده است که امام رضا(ع) می فرماید: خداوند به سپاسگذاری و شکرگویی الهی فرمان داده و آن را به قدردانی و سپاس از پدر و مادر مقرون و مشروط کرده است؛ پس کسی که شکرگوی و سپاسگذار والدینش نباشد، خدا را شکر نکرده است.

ج. اصل نیکی:امام رضا(ع) می فرماید: و نیکی به پدر و مادر گرچه مشرک باشند، البته در شرک از آنها اطاعت و پیروی مکن- و در دنیا با آنها به نیکویی رفتار کن.

۲. خانواده

خانواده کوچکترین و بنیانی ترین نهاد جامعه است و پیشوایان اسلام با درک اهمیت و کارکرد ویژه آن در تامین امنیت اخلاقی جامعه پیروان خویش را به حفظ آن ترغیب نموده اند.

بر همین مبنا امام رضا(ع)، هشتمین امام شیعیان نیز پاره ای اصول اخلاقی را برای یاران و پیروان خویش ذکر کرده اند.

علی بن موسی الرضا(ع) معتقد بود: کسی که اخلاق نیکو نداشته باشد، نباید به سعادت دنیا و آخرت امیدوار باشد.

صدوق در عیون اخبار الرضا از قول امام هشتم و به نقل از پیامبر می نویسد: نزدیکترین شما به من در روز قیامت به لحاظ جایگاه، کسی است که در دنیا خوش اخلاق تر و نسبت به خانواده خود نیکوکارتر باشد.

و نیز در همین ارتباط در خصال صدوق آمده است که آنحضرت می فرماید: کسی که صله رحم نکند، تقوای الهی ندارد و پرهیزگار نیست.

همچنین اصل کمک و یاری به خویشان به روایت صدوق در عیون اخبار الرضا تصریح شده است ،امام رضا در نامه اش به امام جواد نگاشت: …به من خبر رسیده ، هنگامی که سوار بر مرکب می شوی، تو را از درب کوچک بیرون می برند و این از بخل آنهاست تا خیری از تو به کسی نرسد.

به حقی که بر گردنت دارم، از تو می خواهم که ورود و خروجت جز از درب بزرگ نباشد و هنگامی که بر مرکب سوار می شوی با خود دینار و درهمی داشته باشی و سپس هرکس که از تو خواست به وی عطا کنی!

و اگر یکی از عموهایت از تو درخواست احسان کرد به وی کمتر از پنجاه دینار نده و بیش از این را خود می دانی؛ و اگر یکی از عمه هایت از تو درخواست نمود، کمتر از ۲۵ دینار به وی مده و بیش از آن را خود می دانی.

من خواستار آنم که خداوند تو را به مرتبه رفیع برساند؛ پس انفاق کن و به لطف خدا از تنگدستی بیمناک نباش.

دوستان

امام رضا(ع) در رفت و آمد و تعامل با دوستان می کوشید و رفتارش به گونه ای بود که آنها را نیازارد، حتی به صورت ناخودآگاه.

برهمین اساس شیخ صدوق در جلد دوم من لایحضره الفقیه آورده است که محمد بن فضل نقل می کند: امام رضا(ع) روز عید فطر درحالی که دعا می کرد به یکی از دوستان(محبین) خویش فرمود:

فلانی! خداوند از تو و ما قبول کند! این ماجرا گذشت تا روز عید قربان.

در روز عید قربان فرمود: فلانی! خداوند از ما و از تو قبول کند! به آن حضرت عرض کردم:

ای فرزند رسول خدا! روز عید فطر به یک شیوه سخن گفتی و روز عید قربان به شیوه ای دیگر سخن می گویی! فرمود:

بله، روز عید فطر به او گفتم: خداوند از تو و از ما قبول کند، زیرا او همانند من کار کرده بود؛ بنابراین، خودم و او را در این فعل شریک کردم.

در عید قربان به وی گفتم: خداوند از ما و از تو قبول کند؛ زیرا من توانسته ام قربانی کنم و او نتوانسته است؛ بنابراین، ما کاری غیر از کار او انجام داده ایم؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه

۵. همسایگان

حفظ و رعایت حقوق همسایگان یکی از مهترین بایسته های اخلاقی یک شیعه است.

صدوق در عیون اخبارالرضا می نویسد ،امام رضا(ع) در این باره می فرماید:((مومن کسی است که احسان می کند خرسند می شود و هنگامی که اشتباه می کند استغفار می نماید.

مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند. از ما نیست کسی که همسایه اش از آزار و اذیت او ایمن نباشد

هنگامی که سفره می گسراندند، خدمتکاران نیز با او بر سر سفره می نشستند،حتی دربانان و مهتران

ذریه پیامبر(ص)

صدوق در همان منبع قبل آورده است امام رضا(ع) از رسول خدا(ص) نقل می کرد:

چهار دسته اند که من شفیع آنها در روز قیامتم: تکریم کننده ذریه ام پس از من؛ و برآورنده حاجات آنها؛ و کوشنده در انجام امور آنها هنگام نیاز آنها به او؛ و دوست دارنده آنها به قلب و زبان.

Scroll to Top