تجلی جهاد با نفس در آثار و رفتار شیخ صدوق

 

هوای نفس به گردابی مهلک مانَد که هر مقدار آدمی در آن پای بفشارد بیشتر به اعماق آن کشیده می شود و امید، نجات را از دست می دهد.

هواپرستی یک بیماری و سرمنشا همه فسادها و تباه کاری های انسان است.

امام صادق (علیه السّلام) در این باره می فرماید: «راس کل خطیئة حب الدنیا». دو عامل مهمی که سد راه قرب به حق متعال است هواپرستی و دنیازدگی می باشد.

حضرت شیخ صدوق،یکی از برجسته ترین محدثان و فقیهان شیعه است.

مبارزه با هوای نفس در زندگی و آثار او نه به صورت یک رساله مستقل، بلکه در لایه های مختلف شخصیت علمی و عملی او تجلی یافته است.

شیخ صدوق یک محدث بود، رویکرد او در مقابله با هوای نفس، اساساً برگرفته از قرآن و سنت معصومین است.

وی در کتاب ارزشمند خود، «الخصال» ، «علل الشرایع» و به ویژه در «ثواب الاعمال و عقاب الاعمال» ، روایاتی را گردآوری کرده که مستقیماً به موضوع جهاد با نفس و کنترل تمایلات درونی می پردازد.

او در این کتابها نشان می دهد که هوای نفس دشمن درونی انسان است و تنها راه نجات، تمسک به تعالیم اهلبیت (ع) است.

وی به عنوان راوی، این احادیث را به عنوان نقشه راهی برای مخاطبان و جامعه شیعی ارائه می دهد تا بتوانند نفس اماره را مهار کنند.

شیخ صدوق با وجود جایگاه علمی والا و نفوذش در میان خاندان آل بویه و شخصیتهای بزرگ آن دوران (مانند رکن الدوله)، شیوهای ساده در پیش گرفت.

مورخان زندگی او را زاهدانه و عاری از تجمل گرایی توصیف کرده اند.

این ساده زیستی، نوعی مبارزه عملی با هوای نفس بود، این فرصت برای وی مهیا بود که در سایه نفوذ کلام در دستگاه
حکومتی از موقعیت اجتماعی خود برای ثروت اندوزی یا رسیدن به مقامات دنیوی استفاده کند، اما تمرکز خود را بر حفظ علوم اهلبیت (ع) و نشر حدیث معطوف کرد و بدین ترتیب، خواهشهای نفسانی را از خود دور ساخت.

در دوران شیخ صدوق، فرقه ها و جریانهای فکری مختلفی وجود داشتند که گاه تحت تأثیر عقاید غالیان یا متصوفه و یا حتی فلاسفه، به تفسیرهای شخصی (که ریشه در هوای نفس داشت) از دین می پرداختند.

شیخ صدوق با تألیف کتابهایی مانند «کمال الدین و تمام النعمه» (در باب غیبت امام زمان عج) و «الاعتقادات» ، به مقابله با باورهای نادرست پرداخت.

او نشان داد که عقیده دینی نباید بر اساس سلیقه شخصی (هوای نفس) باشد، بلکه باید مستند به کتاب و سنت باشد، این تلاش علمی، نوعی جهاد با هوای نفس جمعی جامعه بود که به دنبال بدعتگذاری در دین بود.

شیخ صدوق از عبادت و تهجد غافل نبود، مبارزه با نفس، بدون تقویت روح عبادت ممکن نیست.

این فقیه فرزانه در کتاب هایش فضایل اخلاقی و عبادات را چنان نقل کرده که گویی می خواهد روح تشنه مخاطب را از زلال بندگی سیراب کند.

وی اعتقاد داشت که عبادت خالصانه، ریشه های هوای نفس را می سوزاند و انسان را به مقام تسلیم در برابر حق می رساند.

یکی از مهمترین ابزارهای مقابله با هوای نفس، اخلاص است.

شیخ صدوق در مقدمه کتاب «من لا یحضره الفقیه» می نویسد که انگیزه او از تألیف این کتاب، فقط تقرب به خدا و خدمت به دوستان اهلبیت (ع) بوده است.

صدوق در من لایحضره الفقیه آورده است قالَ زَيْدُ بْنُ صُوحانٍ: يا أميرَالْمُؤْمِنينَ، أىُّ سُلْطانٍ أغْلَبُ وَ أقْوى؟ قالَ:الهوی
زيد بن صوحان به اميرالمؤمنين عليه السلام عرضه داشت: چه پادشاهى نيرومندتر و غالب‌تر است؟ حضرت فرمود: هواى نفس.

ایشان بارها در آثارش بر این نکته تأکید می کند که هر عملی، اگر برای غیر خدا باشد، باطل است و این همان تسلیم نشدن در برابر هوای نفس است که انسان را به سمت ریا و خودنمایی سوق می دهد.

شیخ صدوق با «حدیث شناسی عمیق» و «التزام عملی به سیره معصومین» ، الگویی عملی برای مقابله با هوای نفس ارائه داد.

ایشان معتقد بود نفس سرکش را نمی توان با عقل فلسفی صرف مهار کرد، بلکه باید آن را با نور اهلبیت (ع) و عمل به دستورات دین، رام ساخت.

این شیوه شیخ صدوق باید الگویی برای همه اندیشمندان و عالمان باشد تا در پرتو چنین رویکردی علاوه بر کسب رضایت الهی ، نام نیکشان پایدار و هر یک از آنها الگوی دیگران باشند‌.

Scroll to Top