جستاری در روش عقلانی سیره علمی شیخ صدوق

فکر، اساس حیات انسانی است. انسانیت انسان و ادراک او از عالم و آدم و پروردگار عالمیان و اتصالی که با حق برقرار می کند با قوه تفکر او است.

کشف حقایق و اسرار آفرینش و آگاهی از روابط و نسب میان موجودات امکانی با یکدیگر از یک سو و چگونگی رابطه انسان با موجودات مختلف پیرامونی از دیگر سو، و معرفت به تعلق همه عالم و کیفیت نسبت آن به خدا از سوی دیگر، دیرینه ترین دغدغه های بشر از عصرهای گذشته تا کنون بوده است.

عقلانیت با شناسه ها و تعبیرات متفاوت و به غایت گوناگون مواجه است، تا آنجا که می توان تعدد و تکثر در ماهیت و تعریف آن را زیربنای ظهور کثرت در مکاتب فکری و عقلی به حساب آورد.

انسان دارای دو قوه بینش و کنش است که عقل نظری و عملی نامیده می شود.

ابن خلدون در تقسیم بندی ویژه خود عقل عملی را به تجربی و حسی یا بازشناختی تقسیم می کند و آنها را در ترتیبی عملیاتی از بازشناختی به تجربی و از آن به عقل نظری می رساند.

یعنی انسان ها با عقل حسی، تصوراتی را دریافت می کنند و در بین اجتماع با آن تصورات مبادرت به دفع ضرر و جلب منفعت می نمایند.

سپس با عقل تجربی با مصادیق عینی مواجه، و از آن سودمند می شوند. با ابزار حس میتوان جزئیاتی را شناخت اما تجزیه و تحلیل کار عقل است.

تعمیم نیز عملی عقلی است و کار حس نیست، یکی از کارهای فوق العاده ذهن انسان عمل تجرید است.

اگر ذهن قدرت تجرید نداشت،تفکر ممکن نبود، بنابراین برای شناسایی، ابزار حس این شرط لازم است ولی شرط کافی نیست، نیرو و قوه دیگری هم هست که تعمیم می دهد و تجزیه و ترکیب می کند و قوه عاقله نام دارد.

انسان مسلمان دانش خود را بر اساس نص دینی در اوضاع و احوال اجتماعی خاص (تاریخ) تولید، و در جامعه جاری و ساری می کند.

از جمله منابعی که اندیشمندان از آنها برای نشان دادن راه های اصیل زندگی عقلانی انسانی استفاده می کنند، منابع دینی است.

اما نص نمی تواند به تنهایی تولید علم کند و انسان مسلمان در وضعیت زمانی و مکانی خاصی با توجه به نیازهایش به سراغ نص می رود،لذا فهم متفاوتی نیز از آن خواهد داشت.

پیامبران الهی به عنوان سنت گذاران جامعه دینی و الگوهای رفتاری مد نظر دین در شرایع مختلف پذیرفته شده اند.

آنچه در سیره عملی پیامبر اسلام در مباحث آموزشی و تربیتی دیده می شود بر این نکته تأکید می کند که تعالیم آسمانی پیامبران الهی، منابع اصیل تربیت اند و افراد می توانند با رجوع به آنها و تأسی به رفتار آنان راه برون رفت از معضلات اجتماعی خود را بیابند.

عقلانیت و رجوع به عقل در زندگی از آموزه های اصلی و عینی آیین های آسمانی و زندگی عینی انبیا و بزرگان فکری و دینی است.

پیامبر اکرم(ص) در تشویق مردم به تعقل به چهار نکته اصلی اشاره فرموده که محور همه آنها اندیشه و تعقل در باب جهان، طبیعت انسانی، تاریخ و جامعه است.

همین توصیه ها ،دستاویزی برای عالمانی نظیر شیخ صدوق در گزینش نهج علمی خود شده است.

صدوق با الگوگیری از قرآن و تأسی به پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) در سیره علمی خود عمل گرایی عینی را در پیش گرفته است. او مقولات مختلف علمی را با شیوه عملی مصداق بخشیده و مفاهیمی مانند گفت وگوی احسن و پذیرش دلیل برتر، پیگیری آموزش و هدایت، حفظ کرامت انسانی، احترام به انسان و برقراری عدالت، هجرت علمی و تبلیغی و مناظرات و مباحثات را عملی کرده است. اینها نشانه های عقل گرایی عملی در جوامع بشری است. پرداختن به آرا و نظرات و شیوه عملی اندیشمندان و بزرگان تاریخ، افزون بر دانش افزایی درباره جوامع گذشته، موجب بازخوانی و بهره مندی از الگوهای اندیشه ورزی آنان در جهان امروز، و کاربردی کردن آن در زیست جهان اندیشه ورزی جوامع فرامدرن می شود. از این رو، نوشتار حاضر یکی از ابعاد شخصیتی و علمی محدث، متکلم و فقیه معروف شیعی، محمد ابن علی ابن حسین ابن موسی بن بابویه قمی، مشهور به شیخ صدوق را تبیین و بررسی می کند. ضرورت بررسی سیره عقلانی صدوق، به عنوان بخشی از عقل گرایی او در عرصه اندیشه و عمل، کشف آن جنبه اندیشه ورزانه کلامی و دینی او است که می تواند در حل معضلات فکری و کلامی جامعه امروز راه گشا باشد. انسان از دیرزمان ارتباط گفتاری و رفتاری برقرار، و نیازهای خود را از این طریق مرتفع، و از استمرار جامعه انسانی حمایت کرده است. ما برای رصد آموزه های دین و تبیین ارتباط آن با خارج، نیازمند گفتمان نظری و معرفت شناختی جدیدی هستیم تا زاویه دید و مفروضات ارزشی، شناختی و جهان بینی مان را متحول کند. یکی از لوازم چنین تحولی، طراحی جهان بینی یکپارچه، متحد و همساز است؛ نوعی جهان بینی که در پی اجماع و وفاق شناختی راجع به مباحث نظری و تعیین معیار و تعریف الگوی انسان و جامعه توسعه یافته و پیشرفته است. در این طراحی هدفمند و عقل گرایانه، هم زمان به جنبه های واقعی دین و نیز به ملاحظات آرمان گرایانه دینی توجه می شود. صدوق اسلام را باور قلبی و اعتراف زبانی، و نیز عمل به جوارح و اعضا می داند. صدوق، هم به آثار طبیعی و هم فطری در ساختار شاکله انسانی توجه دارد، فرد بی نیاز از کوشش و تلاش برای کسب معرفت نیست. بنابراین، باید خود فرد بکوشد هر چه بیشتر حقایق جهان را بفهمد و با اجتهاد و تولید دانش، پیوسته بر معلومات خود بیفزاید و بر اساس آن معلومات عمل خود را تنظیم کند. نظرات غالب در بین اندیشمندان غربی معطوف به این باور است که غایت ذاتی و نهایی هر گفت وگو صرفا تعامل عقلانی است. به باور خدا باوران ما برای رصد آموزه های دین و تبیین ارتباط آن با خارج، نیازمند گفتمان نظری و معرفت شناختی جدیدی هستیم تا زاویه دید و مفروضات ارزشی، شناختی و جهان بینی مان را متحول کند. یکی از لوازم چنین تحولی، طراحی جهان بینی یکپارچه، متحد و همساز است؛ نوعی جهان بینی که در پی اجماع و وفاق شناختی راجع به مباحث نظری و تعیین معیار و تعریف الگوی انسان و جامعه توسعه یافته و پیشرفته است. در این طراحی هدفمند و عقل گرایانه، هم زمان به جنبه های واقعی دین و نیز به ملاحظات آرمان گرایانه دینی توجه می شود. البته باید توجه داشت که تأکید اسلام بر نقش و کارکرد عقل در فرآیند کسب معرفت، به هیچ وجه به معنای انکار نقش حواس در این زمینه نیست، بلکه قوای ادراکی انسان تنها وسیله کارآمد کسب دانش و معرفت است. همانگونه که عنوان شد ، صدوق اسلام را باور قلبی و اعتراف زبانی، و نیز عمل به جوارح و اعضا می داند. به بیان دیگر، او اعمال خوب و بد را در کاهش و افزایش ایمان مؤثر می داند و معتقد است اگر کسی مرتکب گناه شود، فقط از ایمان خارج می شود، اما نمی توان او را کافر دانست.

به تعبیر قرآن در سوره نحل پیامبران الهی وظیفه داشته اند پیام وحی را ابتدا به عقل ها برسانند و سپس به دل ها بنشانند و این کار ممکن نبود مگر با استدلال و جدال احسن ، لذا اسلام از انسان ها می خواهد شخصا کسب معرفت کنند و همه چیز را با عقل و منطق بسنجند و در صورت تأیید آزادانه عقل آن را بپذیرند.

از این رو، کسی که میخواهد با پیام دین آشنا شود و حقایق وحیانی قرآن را به درستی و کمال دریابد، باید با دو زبان «حکمت» و «احساس» آشنایی داشته باشد و از هر دو ابزار در کنار هم استفاده کند، زیرا بهره گیری از یکی بدون دیگری، فهم وحی را ناتمام می گذارد .

صدوق نقل می کند که رسول مکرم(ص) فرموده است: «از سه چیز قبل از رسیدن سه چیز دیگر هر چه زودتر استفاده کن: از جوانی قبل از پیری، از تندرستی پیش از اینکه بیمار شوی، از ثروت قبل از اینکه فقیر و ناتوان گردی»

نیز می فرماید: «سه نفر از سه نفر دیگر انتقام نمی گیرند؛ مرد آزاد از برده، و عالم از جاهل، و قوی از ضعیف»

در مرحله بعد مخاطب نبی مکرم افراد خاص به عنوان مؤمنان هستند.

روش عقلانی رهبران دینی مصادیق رابطه عقل و نقل است که موضوع مطالعه ما است.

از همین جهت، روی سخن آنها در دعوت خویش، در درجه نخست عموم انسان ها و پس از آن، خواص مؤمنان بر حسب درجات ایمانشان است، چراکه شناخت هستی ذومراتب است و هر کس باید به اندازه توانش از آن بهره جوید.

صدوق از حضرت علی(ع) نقل می کند که: «همنشینی با بدان موجب سوءظن به خوبان میشود و مجالست با خوبان بدان را به خوبان ملحق می کند و همنشینی خلافکاران با نیکان آنها را به نیکان ملحق می کند پس اگر حال کسی بر شما مشتبه شد به همنشینان او نگاه کنید.

ایشان در روایتی دیگر از امام صادق(ع) می نویسد شیعه علی دارای ویژگی هایی از جمله رأفت، علم و حلم است ، ادعای دوست داشتن اهل بیت(ع) امتیاز نیست، باید عملا در مسیر سیره آنان قرار گرفت.

صدوق از امام صادق(ع) نقل می کند که ادعای دوست داشتن اهل بیت(ع) برای شیعه بودن کافی نیست، بلکه شیعیان ما مراقب و مطیع خدا هستند و با صفات تواضع و خشوع، امانتداری، فراوانی یاد خدا، نماز و روزه، نیکی به والدین و مسئولیت پذیری در قبال همسایگان نیازمند تهیدست و بدهکار، بی سرپرستان، راست گویی و تلاوت قرآن و محافظت زبان مگر به خیر مردم، شناخته می شوند و اینان امین خاندان خود در همه چیز هستند .

صدوق عدل و ظلم را صرفا از طریق جذب و دفع طبع انسانی نمی داند، بلکه معتقد است عنصر تعیین کننده عدل و ظلم عقل است و اگر عدالت جدا از عقلانیت و معنویت در نظر گرفته شود، دیگر عدالتی نخواهد بود، چراکه اگر عقل و خرد در تشخیص مصادیق عدالت به کار گرفته نشود مسیر عدالت به گمراهی و خطا کشیده خواهد شد.

بنابراین، عقلانیت و محاسبه یکی از شرایط لازم رسیدن به عدالت است، این ویژگیها نشان انسان های عاقل دیندار است.

بنابراین، صدوق به عقلانیت تدبیری اهمیت بسیار می دهد و با نقل چنین احادیثی هم عقلانیت را آموزش می دهد و هم عقلانی عمل می کند.

از آنجایی که حسن و قبح و تشخیص آنها از امور عقل تدبیری است، صدوق روایت کرده که امام صادق(ع) میفرماید: «شیعیان ما کسانی هستند که آنچه زیبا است انجام می دهند و از آنچه زشت و قبیح است خودداری می ورزند.

زیبایی را ظاهر می سازند و به امور بزرگ تسریع می کنند، به امید رحمت بزرگ، پس چنین کسانی از ما و در جهت ما و همراه ما هستند، هر کجا که ما باشیم»

صدوق علاوه بر استنباط و استدلال در فهم متون و کشف بطون مسائل علمی در عمل نیز به روش عقلی رفتار کرده است که خیلی از آن اقدامات کاملا در مدار رفتار و سیره عملی نبی مکرم اسلام و ائمه هدی(ع) است.

Scroll to Top