محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی مشهور به شیخ صدوق، از علمای شیعه در قرن چهارم هجری قمری و بزرگترین محدث و فقیه مکتب حدیثی قم به شمار میآید. حدود ۳۰۰ اثر علمی به او نسبت داده شده ولی بسیاری از آنها امروزه در دسترس نیست. کتاب من لایحضره الفقیه از کتب اربعه شیعه اثر اوست. از دیگر آثار مهم و معروف وی میتوان معانی الاخبار، عیون الاخبار، الخصال، علل الشرایع و صفات الشیعه را نام برد. سید مرتضی و شیخ مفید از مشهورترین شاگردان این فقیه بزرگ شیعه اند. مدفن شیخ صدوق در ری است. همه کسانی که در مسائل معرفتی اندکی اطلاع دارند میدانند ما معمولاً مواردی را جزو فضائل میدانیم که به دو گونه است؛ اول آن برجستگیهای کمالی اختیاری انسان که او با اختیار خود به یک سری از کمالات، درجات و مراتبی میرسد که فضلیت محسوب میشود. دوم فضایلی که تحصیلی نیست و بلکه اعطایی است ، یعنی اشراقی و اعطایی از طرف خداوند سبحان یا واسطههای فیض الهی است و به انسان داده میشود. این هم جزو فضائل انسان است، در آیات قرآن کریم هم فراوان داریم که اگر فضل الهی نبود لکنت مِنَ الخاسِرین ،پس بسیاری از درجات و مراتب انسانها در جهت تفضّل الهی به آن شخص است. یکی از کسانی که برخوردار از کرامت و تفضّل الهی بود قطعاً شیخ صدوق است. اگر به زندگینامه شیخ صدوق مراجعه شود ، نوشتهاند که تولد ایشان و رقم خوردن وجود ایشان در عالم آفرینش به برکت دعای امام عصر (عج) بوده است. یک بخشی از فضائل ایشان را میتوانیم مربوط به تحصیل علم کنیم که پشتکار ایشان در تحصیل علم بسیار برجسته بود. ایشان بعد از رحلت پدر بزرگوارشان با اینکه به مراتبی از علم حدیث و حدیث شناسی و حتی به درجات اجتهاد رسید، اما هرگز به این مراتب اکتفا نکرد. در زندگینامه شیخ صدوق میبینیم به شهرها و کشورهای مختلفی سفر کرد که عمده سفرهای او سفرهای علمی بود، ولی متأسفانه در بعضی از این منابع و حتی سایتها بیشتر جنبههای زیارتی به سفرهای شیخ صدوق دادهاند، در حالی که سفرهای او علمی بود مگر یک سفر حج که آن را هم نمیتوانیم صرفاً زیارتی بدانیم ،چون بسیاری از منابع و کتابهای حدیثی را قطعاً در همان سرزمین عربستان دنبال کرد. شیخ صدوق از شرق تا جنوب شرق آسیا و تا جزیره العرب و از سویی تا بلخ، بخارا و همه جاهایی که آثار حدیثی وجود داشت، برای پیدا کردن احادیث شیعه سفر کرده است. زادگاه و تربیت علمی شیخ صدوق تا یک مرتبهای از پختگی او در قم بوده است. برای اینکه یک محدث و فقیه قمی با همه منابع و کتابخانهها و آثار شیعی آشنا شود و تسلط پیدا کند ناچار بود به شهرها و کشورهای مختلف سفر کند تا در دو جهت یکی از کتابخانههای علمی و حدیثی آنها بهره بگیرد و دوم از علمای به نام و خبره هر شهر و دیار کشورهای اسلامی استفاده کند. این نشان دهنده انگیزه عالی و توانمندی علمی ایشان است.
بعضی از بزرگان مثلاً علامه امینی و دیگران برای برخی موضوعات مثل موضوعات مربوط به غدیر چنین سفرهایی داشتند، ولی فقط مراجعه به کتابخانهها بود و گاهی هم بحث و مناظره با بعضی از علما ، اما معلوم میشود که اکتفای شیخ صدوق به این جهت نبوده است. در جهت اشاعه معارف و احادیث به دیگران و به مردم به خصوص طالبین علم و متعلمین نیز کوشایی ویژهای داشت. یکی دیگر از ویژگیهای برجسته شیخ صدوق سلامت نفس است، سلامت نفس، جدیت واقعی و مجدانه، تلاش بیوقفه، احترام به عالمان دین و جهادهای این چنینی باعث برخورداری از دیگر فضائل و خصال شیخ صدوق شد. از دیگر آثار و برکات شیخ صدوق همان آثار تألیفی است. آثار تألیفی شیخ صدوق را نباید منحصر در حدیث بدانیم، اما در باب مباحث معرفتی، مباحث اعتقادی و کلامی کتاب «التوحید»، کتاب «النبوه»، کتاب «اثبات الوصیه للإمام علی بن ابیطالب» و کتاب «علل الشرایع» که البته درباره فلسفه فقه است. این امر نشان می دهد که در بحث فلسفه فقه هم شیخ صدوق دغدغه دارد. حوزه تتبع و تالیفات شیخ المحدثین صرف حدیث، اعتقاد و فقه نیست، حتی در فلسفه فقه هم تألیفات دارد. همچنین شیخ صدوق مسئله توجه به مردم را در دو جهت اهمیت میدادند. یکی مسئله شیعه پروری است که یک کتاب بسیار خوبی در این زمینه دارند به نام «صفات الشیعه» که بایدها و نبایدهای شیعه و آنچه را که شیعه باید انجام دهد و آنچه را شیعه باید ترک کند را در آن بیان کردهاند. در کنار مسئله تربیت اجتماعی بزرگان دین که نسبت به مردم و جامعه دغدغه دارند این است که بتوانند نسبت به بهشت و رسیدن به فیوضات بهشتی، رجا و امید ایجاد کنند و نسبت به مواخذه، عِقاب و آتش و عذاب هم بتوانند خوف و خشیت ایجاد کنند. این مسئله را هم شیخ صدوق در کتابی به نام «ثواب الاعمال» و کتاب «عقاب الاعمال» نوشتند. مسئله دیگری که برای شیخ صدوق مسئله مهمی بود، مسئله فلسفه آفرینش انسان است. یکی از ضعفهای جوامع اسلامی و حتی امروز جامعه اسلامی ، مسئله معرفت شناسی توحیدی است که بیشترین نقص و کمبود در این جهت وجود دارد. اگر معرفت شناسی توحیدی درست شود مردم بقیه کاستیها و نقصانها را خواهند فهمید و حتی خودمان هم بهتر خواهیم فهمید و قابل تحمل میشود برای انسانهایی که فکر، اعتقاد، رفتار و اخلاقشان با معرفت توحیدی همراه شود. لذا ایشان کتاب «خلق الانسان» را نوشتند که همان بحث فلسفه آفرینش انسان که بسیار کتاب مهم و اثرگذاری است. در کنار اینها به نگارش کتابهای اخلاقی هم پرداختهاند که نشان میدهد اخلاق هم برای ایشان مورد توجه بوده است. کتاب «أمالی»، کتاب «الاخصال» و همان «صفات الشیعه» و … جزو آثاری است که مربوط به اخلاق اجتماعی است و یکی از دغدغههای شیخ صدوق بود. یکی دیگر از آثار و برکات شیخ صدوق همفکری دادن و همراهی کردن با دولت و حکومت است. البته در آن جاهایی که دولت و حکومت خواهان خیر دادن به مردم بودند، آن جاهایی که از رهنمودهای علما خواستند بهره ببرند شیخ صدوق در این زمینه بسیار نقش مؤثری داشت. نمونه آن در زمان رکن الدوله بود که اشاره کردم و در این مورد شیخ صدوق خوب درخشید. هم مورد توجه علما و امرا و هم مردم قرار گرفت ،حکومت زمان ایشان حکومت اسلامی شیعه به معنای نظام فعلی ما نبود ، اما میبینیم دغدغه شیخ صدوق دغدغه تربیت اجتماعی و حکومت دینی است. حتی در عصری که کمترین زمینه برای تحقق اهداف اسلامی و اهداف مکتبی که اهل بیت ترسیم کردند وجود داشته، شیخ صدوق این اهداف را دنبال میکرد.
ایشان چند صباحی بعد از ارتحال پدر بزرگوارشان، در شهر ری که در آن زمان مرکزیتی داشت و مدتها به عنوان پایتخت محسوب میشد، علما و حتی امرای ری مثل رکن الدوله که از امرای شیعی بود و علمای شیعه زیادی هم با او همکاری داشتند، اینها مجموعاً شیخ صدوق را با دعوت به یک هجرت توفیقی از قم به ری کشاندند.
بعد از مدتی که در ری بود و افاضه فرمود و علمای ری از او استفاده کردند، ایشان برای استغنا بخشی علمی خود و بحث ترویج حدیث و معارف دینی به دیگران و بهره برداری از عالمان سایر دیار و نکته گرفتن و جمع آوری حدیث از کتابخانههای حدیثی کشورها و شهرها، با اجازه رکن الدوله ری را به قصد مشهد ترک کرد و در مسیر در شهرهای مختلف مسیر ری تا خراسان سکنی و استفاده کردند.
پس از آن هم در همان سفر و یا سفرهای بعدی به بلخ و بخارا رفتند و از این طرف به سفرهای مربوط به همدان، عراق، کوفه، بغداد و کشورهای عربی عزیمت می کردند.
بیشتر عمر شیخ صدوق به جمع آوری احادیث و منابع شیعه اختصاص یافت ، در نتیجه توفیق پیدا کردند احادیث شیعه را در چند کتاب و هر کدام از آنها را در چند جلد جمعآوری کنند که شاید بزرگترین آنها کتاب «مدینه العلم» بود که متأسفانه دستخوش ناامنی سارقان حدیث قرار گرفت.
یکی از فضائل ایشان که البته شاید برای شیخ صدوق فضلیت چندان عجیبی نیست به دلیل اینکه شاید از میان مردم هم کسانی داریم که از اولیای پنهان الهی و از دوستان خدا و اهل بیت باشند و در اثر تحصیل و طهارت به این فضلیت رسیده باشند و آن تازه و سالم بودن و همچنین طراوت داشتن بدن مطهر ایشان است.
چه بسا تا الان و تا ظهور امام عصر هم چنین خواهد بود.
نقل کردهاند که در زمان فتحعلی شاه در سال ۱۲۳۸ هجری قمری باران شدید و سیلی آمد و زمینهای ری را فراگرفت و تخریب کرد و زمینهای اطراف قبر مطهر شیخ صدوق هم دچار آبگرفتگی و منجلابهایی شد.
وقتی برای بازسازی این منطقه آمده بودند به سرداب مانندی برخورد کردند.
نسبت به آن مکان حساس شدند و به بدن مطهر ایشان برخورد کردند که سالم است و گویا ساعتی قبل از حمام آمده و در حال استراحت است.
این موضوع در شهر ری پیچید و به فتحعلی شاه اطلاع دادند و ایشان دستور داد که هیچ اقدامی نکنید تا من شخصاً به آنجا بیایم و بعضی از علمای بزرگ آن زمان که پدر مرحوم آیت الله مرعشی نجفی از جمله آنها بود را همراهی کردند.
مرحوم آیت الله جلوه و دیگران آمدند و بدن مطهر شیخ صدوق را ملاحظه کردند و به عظمت شیخ صدوق و طهارت و فضلیت او بیشتر از گذشته با علم شهودی پی بردند.
کسانی که شیخ صدوق را درک کردند یا سلامت بدن او و تازگی و طراوت او را بعد از ۸۵۷ سال دیدند، به علم شهودی درباره فضائل شیخ صدوق دست پیدا کردند.
بی شک توفیقات پر شمار این شخصیت ربانی مرهون نظر خاص حضرت ولی عصر عج به ایشان بوده است.





