حیات یا ممات عیسی مسیح لز منظر آیات و احادیث با محوریت کتب شیخ صدوق

در داستان پایان کار حضرت مسیح؛قرآن کریم بر خلاف اعتقاد مسیحیان بر این باور تاکید دارد که او به صلیب کشیده نشده:

وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ ۚ وَإِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِیهِ لَفِی شَکٍّ مِنْهُ ۚ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ ۚ وَمَا قَتَلُوهُ یَقِینًا (نساء/۱۵۷)

و گفتارشان که: «ما، مسیح عیسی بن مریم، پیامبر خدا را کشتیم!» در حالی که نه او را کشتند، و نه بر دار آویختند؛ لکن امر بر آنها مشتبه شد. و کسانی که در مورد (قتل) او اختلاف کردند، از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی می‌کنند؛ و قطعاً او را نکشتند!

عالمان و مفسران مسلمان بر اساس همین آیه و روایات بر این اعتقاد بوده اند که حضرت مسیح ع به صلیب کشیده نشد و دیگری به جای ایشان به قتل رسید.

اما این پایان کار حضرت عیسی در این دنیا نبوده است و جای این سوال باقی است که آیا حضرت مسیح هنوز زنده است یا مدتی بعد از این داستان و طی عمر طبیعی فوت نموده است؟

صدوق در کتاب اعتقادات الامامیه بر این باور است که خداوند در داستان حضرت عیسی جان وی را ستانده است.

او در اعتقادات برای اثبات مدعای خود یعنی فوت/موت حضرت عیسی به آیه 55 آل عمران استناد نموده است:

صدوق این سخن را در اثبات رجعت در امم پیشین نقل نموده است و به مرگ طبیعی حضرت عیسی تصریح نموده است.

باور صدوق بر مرگ حضرت عیسی بر کلمه ” مُتَوَفِّیکَ ” در آیه بنا شده است.

بدیهی است که رجعت پس از مرگ افراد اتفاق می­ افتد، از این رو صدوق به نزول عیسی در زمان قیام حضرت حجت ادعای رجعت نموده است.

اگر کسانی به بازگشت حضرت عیسی در زمان ظهور حضرت حجت برای اثبات رجعت استدلال نموده اند یا آن را به عنوان شاهدی بر وقوع رجعت ذکر نموده اند؛لازمه قولشان مرگ حضرت عیسی است.

این بیان صدوق البته با به صلیب کشیده نشدن حضرت عیسی در قرآن قابل جمع است:حضرت عیسی ع به شهادت نرسید بلکه خداوند پس از مدتی وی جان وی را ستاند و سپس همراه با حضرت مهدی ع ظهور خواهد نمود.

به هر حال صدوق در خصوص حضرت عیسی اعتقاد خود را معرف اعتقاد امامیه می داند اما با از آرای شماری از عالمان فریقین مخالف است.

شیخ مفید که تصحیح الاعتقاد را به عنوان ردیه ای بر او نوشته در این خصوص متعرض صدوق نشده است.

شیخ حر عاملى‌ نیز در الإیقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة؛بر این باور صدوق تاکید نموده و فوت حضرت عیسی را با توجه به آیه ۵۵ بقره دلالتی صریح می­داند.

برخی عالمان شیعی مانند مرحوم علامه طباطبایی بر این باورند که کلمه” مُتَوَفِّیکَ ” دال بر فوت حضرت عیسی نبوده است.

در هر صورت حتی اگر آیه فوق دال بر موت حضرت عیسی نبوده باشد؛در قرآن هیچ گزارشی در خصوص عدم موت حضرت عیسی بعد از عروج وی نشده است.

گزارش زنده بودن حضرت عیسی ع در منابع روایی اهل تسنن گزارش شده است
اما این اخبار چندان مورد اقبال مفسران و محدثان اهل تسنن قرار نگرفته است.

خصوصا با توجه به روایات مخالف آن به نقل از پیامبر اکرم ص؛ همانند: “وإنَّ عیسى ابن مریم عاش عشرین ومائة. وإنَّی لا أرانی إلا ذاهبا على رأس الستین”

یا این سخن حضرت که : “لو کان موسى وعیسى حیین ما وسعهما إلا اتباعی”(الشعرانی، الیواقیت والجواهر).

از مفسران آنها هم نقل شده که:ابن عباس گفته باشد: (إنی متوفیک) بمعنى: إنی ممیتک.(تفسیر طبری؛) یا ابن حزم که بر این باور است : لم یُرِد عیسى بقوله: (فلما توفیتنی) وفاة النوم، فصحَّ أنه إنما عنى وفاة الموت و همینطور ابن عاشور: (إنی متوفیک) ظاهر معناه: إنی ممیتک، هذا هو معنى هذا الفعل فی مواقع استعماله.

یا سید قطب که مرگ حضرت عیسی را نص صریح قرآن و غیر قابل تاویل دانسته است.

Scroll to Top