حضرت شیخ صدوق در خصوص چرایی و انگیزه مأمون در برگزاری مناظرات متعدد برای حضرت ثامن الجج می نویسد: مأمون از ميان متكلمان فرق مختلف و پيروان مكاتب ضلال هر كس را كه مي شنيد قدرتی در بحث دارد، دعوت می كرد تا امام(ع) را در تنگنای استدلال قرار دهد. صدوق این امر را ناشی از حسدي می بیند که خلیفه عباسی نسبت به مقام والای آن حضرت و دانش او داشت. امّا هركس با امام(ع) وارد مناظره مي شد، به مقام والای او در علم اعتراف می كرد و در برابر او خاضع مي شد؛ چرا كه خداوند متعال اراده كرده نور خود را كامل كند و آيين خويش را برتری بخشد و حجت خود را ياری دهد. همان گونه كه در قرآن وعده فرموده است: «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ»؛ «ما به یقین پیامبران خود و کسانی را که ایمان آورده اند، در زندگی دنیا و در آخرت روزی که گواهان به پا می خیزند، یاری می دهیم». بايد بر اين گفتار مرحوم صدوق(ره) افزود كه اگر چه مأمون می خواست با اين برنامه از موقعيت امام(عليه السلام) بكاهد، لکن بدون آن كه خود توجه داشته باشد، سه خدمت بزرگ به اسلام و مقام والای آن حضرت انجام داد: ۱ـ به دليل جاذبه دربار خلافت (بيم و ترسی كه مردم داشتند از يك سو و جوايز كلان مأمون از سوی ديگر)، معروف ترين و فعال ترين دانشمندان مذاهب و فرقه ها به آن جا راه می يافتند و جلسات مناظره ای كه با هيچ قيمت امكان تشكيل آن در خارج از دربار نبود، برپا مي كردند. اين جلسات به امام، مجال بسيار خوبي براي ادای رسالت بزرگ خويش در نشر علوم اسلامي و بستن راه بر مخالفان در آن شرايط حساس تاريخ اسلام می داد كه اين، يكي از بزرگ ترين آثار غير منتظره ولايت عهدی تحميلی مأمون بر امام بود. ۲- مقام والای اهل بيت و سرّ وجود امامت و خلافت بر حق پيامبر در اين دودمان آشكار می گشت؛ مخصوصاً ايرانيان كه از دور مطالبی شنيده و ناديده عاشق شده بودند، اين حقيقت را از نزديك می ديدند و پيمان مودت و ارادت خويش را راسخ تر مي ساختند و اين امر ضربات سنگين تری بر پايه های حكومت عباسيان وارد می كرد. ۳- سرانجام، روزی فرا می رسيد كه ايران از زير سلطه جباران بني عباس به درآيد، ولی بايد پايان گرفتن حكومت مركزي خلفا مساوي با برچيده شدن اسلام از اين منطقه و ساير مناطق اسلامی نباشد. خوشبختانه عوامل مختلفی، از جمله جلسات عظيم بحث و مناظره دربار مأمون، تفكيك اسلام واقعي را از آن چه خلفا مدعی و مدافع آن بودند، ميسر ساخت و اين نكته مهمي بود. بنابراين، در كنار توطئه های سياسي دربار مأمون، مسائل مهم ديگري تحقق يافت كه مأمون و ديگر خلفاي عباسي از آن بي خبر بودند و اراده الهی به آن تعلق گرفته بود.





