شاگرد و عالم پروری، رویکرد هوشمندانه صدوق

در تاریخ اسلام سیره علمی و تربیتی امامان معصوم به عنوان الگویی پویا برای نظام های آموزشی مطرح بوده است. امام صادق (ع) به عنوان بنیان گذار نهضت علمی و تربیتی گسترده ای در تاریخ اسلام، با شیوه ای خاص در پرورش شاگردان الگویی منحصر به فرد از آموزش مبتنی بر اخلاق، تعقل و تربیت ارائه داده است. «شاگرد پروری» به معنای تحقق حقیقت تعلیم و تربیت در نظام تربیتیِ استاد با شاگردان است،چرا که حقیقت علم به وجود عالِم قائم است و درواقع،«انسان عالم» اصلی‌ترین خروجی و ثمره‌ی نظام تعلیم و تربیت دینی است که با تلاش و جهاد علمی وعملی استاد،به جامعه تقدیم می‌شود. از فعالیت‌های اجتماعی عالمان دینی و آثار و برکاتی که در جامعه دارند می‌توان به مواردی چون شاگردپروری اشاره کرد. فقهای و محدثین هم و غم‌شان در طول تاریخ این بود که در میان آحاد جامعه افرادی را پرورش بدهند که بتوانند این علم بزرگ معارف و احادیث اهل بیت را به نسل‌های بعدی منتقل کنند. لذا شاگردپروری یکی از رایج‌ترین فعالیت اجتماعی علما و فقها بوده و شیخ صدوق هم در این جهت بسیار موفق بود. با اینکه بیشتر عمر شیخ صدوق در ۵۰ سال آخر به سفرهای علمی گذشت و شاگردانی که تربیت کردند در سفرهای علمی و شهرهای مختلف بودند. این موضوع از دو جهت اهمیت دارد، یکی راکد نبودن علم دینی، معارف دین و احادیث اهل بیت است و دیگری توسعه عالمان حدیثی، فقهی و شیعی در اقصی نقاط کشور و بیرون از کشور است. یعنی هر یک یا چند سالی که در یک شهری اقامت کنند شاگردان حدیثی و محدث بپرورانند و بعد اجازه حدیثی بدهند یعنی تربیت مربی نقل حدیث را پرورش دادند و آنها را تربیت کردند تا به شهرهای دیگر حرکت کنند. این یکی از فعالیت اجتماعی و آثار و برکات شیخ صدوق بود که هم در جهت محدث پروری و هم در جهت توسعه حدیث و محدثین در اقصی نقاط و بلاد اسلامی اهمیت دارد. شیخ صدوق در طول عمر پر برکت خویش، شاگردان بسیاری تربیت نمود،با توجه به اینکه او از جوانی در زمینه اخذ و نشر احادیث بوده و در سفرهای متعددی با علمای بسیاری دیدار کرده، شاگردان و راویان زیادی داشته است . شیخ صدوق به خوبی دریافته بود که بهترین شیوه برای حفظ و حراست از سخنان پیشوایان دین که در هرزمان ممکن است مورد تعرض و دستبرد خائنان قرار گیرد ،علاوه بر حفظ و تدوین و نگارش آنها، انتقال به سینه عاشقان مکتب اهل بیت(علیه السلام)می باشد. از همین رو هرگاه حدیثی از کسی می شنید به خاطر می سپرد، با قلم می نوشت و با زبان به دیگران می آموخت و این امر سبب شد تا کمتر عالمی در آن عصر باشد که شیخ صدوق از او بهره نگرفته و کمتر طالب دانش که او را عطایی از علوم وحی و عصمت نبخشیده باشد. یکی دیگر از فضائل صدوق ذو جهتی دیدن ایشان است. یعنی به هر شهری که وارد می‌شدند هم خدمت علما و محدثین آن شهر وارد می‌شدند و از محضر آنها کسب فیض می‌کردند. اگر از مشایخ و اساتید طبق محل سکونت آنها آمار بگیریم معلوم می‌شود که ایشان به دیدار مشایخ و اساتید حدیثی از هر شهر و دیاری و کشوری رفته بودند. همچنین در هر جا که ایشان سکنی می‌گزیدند به جهت تسلط حدیثی و تسلط بر مباحث معرفتی، اعتقادی و کلامی و مناظره و پاسخگویی به شبهات و مسائل علمی، اسلامی و انسانی، کرسی تدریس را هم آغاز می‌کردند. یعنی هم از عالمان برجسته آن شهر بهره می‌برد و هم متعلمین، طلاب و اهل تحقیق آن شهر از محضر ایشان فیض می‌بردند. این مسئله را در زندگی افرادی که برای دستیابی به منابع علمی و اسلامی هجرت می‌کنند کمتر سراغ داریم. در تمام شهرهایی که او سفر کرده است جمع زیادی از دانشمندان از خرمن دانش او خوشه ها برگرفته و بهره های فراوان برده اند که عدد شاگردان وی را متجاوز از صدها تن نوشته اند. از میان شاگردان وی که سرآمد همه آنهاست می توان دانشمند بلند آوازه شیعه، محمد بن محمد بن نعمان، معروف به «شیخ مفید» را نام برد که بحق برازنده این لقب بود و خدمت بسیاری به دین و دیانت کرد و آثار به جای مانده از وی حکایت از وسعت معلومات او دارد. بجز شیخ مفید، از جمله شاگردان صدوق، می توان این بزرگان را نیز نام برد: برادر وی، حسین بن علی بن بابویه قمی از دیگر عالمانی است که در محضر شیخ تلمذ کرده است ‌. به این فهرست پر شمار باید هارون بن موسی تلعکبری ،حسین بن عبیدالله غضائری ،حسن بن محمد قمی (مؤلف تاریخ قم) ،علی بن احمد بن عباس، نجاشی ،علم الهدی، سید مرتضی سید ابوالبرکات علی بن حسین جوزی حسینی حلّی و …را برشمرد.

Scroll to Top