شب، چهرهٔ دیگری از شهر است؛ چهرهای آرامتر، صمیمیتر و شاید انسانیتر. وقتی تاریکی آرامآرام بر خیابانها مینشیند و نور چراغها جای خورشید را میگیرد، شهر از هیاهوی روز فاصله میگیرد و به فضایی برای دیدار و همدلی تبدیل میشود. در چنین لحظاتی، گردهماییهای شبانه شکل میگیرند؛ جمعهایی که نه صرفاً برای حضور در یک مکان، بلکه برای تجربهٔ یک حس مشترک به وجود میآیند. در شب، انسانها بیشتر به یکدیگر نزدیک میشوند، شاید به این دلیل که تاریکی فاصلهها را کم میکند و نورهای پراکندهٔ شهر، حلقههای کوچکی از گرما و حضور انسانی میسازند. وقتی افراد در چنین فضایی کنار هم میایستند یا قدم میزنند، شعار سر می دهند هر کس حضور دیگری را حس میکند، حتی اگر کلمهای رد و بدل نشود. کمکم این دیدارهای شبانه از یک اتفاق ساده فراتر میروند،آنها به عادتی دلنشین تبدیل میشوند؛ بخشی از ریتم زندگی. شبها دیگر فقط زمانی برای پایان روز نیستند، بلکه به لحظاتی تبدیل میشوند که انسانها در آن دوباره یکدیگر را پیدا میکنند. دوستان، خانوادهها و حتی غریبهها در یک فضای مشترک قرار میگیرند و برای نیل به هدف یا اهداف مشترک تجربهای جمعی میسازند. در چنین گردهماییهایی، به ویژه اگر احتمال خطر نیز وجود داشته باشد ،چیزی فراتر از حضور فیزیکی رخ میدهد. احساسات در میان جمع جریان پیدا میکند؛ امید، همدلی، هیجان یا حتی سکوتی مشترک. این احساسات، مثل موجی آرام از فردی به فرد دیگر منتقل میشود و جمع را به یک موجود زنده تبدیل میکند؛ موجودی که نفس میکشد، حرکت میکند خاطره و حماسه میسازد. شاید سالها بعد، بسیاری از جزئیات این شبها فراموش شود، اینکه دقیقاً چه کسی چه گفت، یا چه زمانی جمع شکل گرفت، اما آنچه باقی میماند، حس آن لحظههاست؛ حسی از کنار هم بودن در دل تاریکی شهر، حسی از اینکه انسانها میتوانند در کنار هم معنا پیدا کنند. وقتی افراد در چنین زمانی کنار یکدیگر جمع میشوند، احساس تعلق و نزدیکی میان آنها تقویت میشود. در واقع، شب بستری فراهم میکند که در آن افراد میتوانند از نقشهای رسمی روزانه فاصله بگیرند و در قالب یک جمع انسانی، تجربهای مشترک داشته باشند. گردهماییهای شبانه معمولاً در ابتدا بهعنوان یک اتفاق یا واکنش اجتماعی شکل میگیرند، اما اگر تداوم پیدا کنند، به تدریج الگوهای رفتاری تازهای در زندگی مردم ایجاد میکنند. افراد زمان روزانه خود را طوری تنظیم میکنند که بتوانند در این گردهماییها شرکت کنند؛ خانوادهها با هم بیرون میآیند؛ دوستان قرارهای شبانه میگذارند. به این ترتیب، آنچه ابتدا یک تجمع ساده بوده است، کمکم به بخشی از برنامهٔ معمول زندگی تبدیل میشود. یکی از مهمترین آثار چنین گردهماییهایی، تقویت هویت جمعی است، وقتی افراد بارها در کنار یکدیگر حضور پیدا میکنند، خاطرات مشترک میسازند، این خاطرات در طول زمان به داستانها و روایتهایی تبدیل میشوند که مردم درباره آنها صحبت میکنند. همین روایتهای مشترک باعث میشود افراد احساس کنند بخشی از یک «ما»ی بزرگتر هستند. در این فضا، نمادها، صداها، شعارها یا حتی شیوههای خاص حضور در جمع شکل میگیرند و به نشانههایی تبدیل میشوند که اعضای جامعه با آنها یکدیگر را میشناسند، چنین نشانههایی به مرور زمان عنصر فرهنگی پیدا میکنند.
تجمع های شبانه همچنین رابطه مردم با شهر را تغییر میدهند،خیابانها، میدانها و پشتبامها که شاید در ساعات عادی تنها مسیر عبور باشند، به فضاهای زندهٔ اجتماعی تبدیل میشوند. مردم شهر را نه فقط بهعنوان محیطی فیزیکی، بلکه بهعنوان صحنهای برای تجربههای مشترک میبینند. این تغییر نگاه میتواند احساس تعلق به شهر را نیز افزایش دهد. احساسات مشترک و انرژی جمعی در هر گردهمایی بزرگ، نوعی انرژی جمعی شکل میگیرد؛ احساسی که فراتر از تجربهٔ فردی است. وقتی صدای انسانها در کنار هم بلند میشود یا حضور جمعی در یک مکان شکل میگیرد، افراد احساس میکنند تنها نیستند. این حس همدلی میتواند به افراد امید، انگیزه و قدرت روانی بدهد، به همین دلیل، بسیاری از شرکتکنندگان چنین لحظاتی را بهعنوان تجربههایی فراموشنشدنی در حافظهٔ خود نگه میدارند. تجمعهای شبانه و گاهی روزانه، پدیدهای بسیار جدید و جالب است؛ به این نحو و با این فرآیند، شاید کمتر شاهد وقوع چنین اتفاقی در ایران بودهایم. اکنون با پدیدهای به نام تجمعها یا راهپیماییهای شبانه مواجه هستیم که نه بر پایه اعتراضات صنفی یا گروهی، بلکه بر پایه عشق به وطن و اعتقادات اصیل شکل گرفته است. اتفاقی که اکنون رخ میدهد این است که نه یک گروه خاص، بلکه همه افراد با تمامی سلیقهها، پای وطن، کشور و اعتقادات خود ایستادهاند و این مسئله در طول چهل و اندی سالی که از انقلاب میگذرد، کمنظیر است. هدف این تجمعها ایجاد یک جبهه مقاومت و ایستادگی پایدار است، هدف، رسیدن به یک مطالبه جزئی و کوچک نیست، بلکه ملت هدف کلانی را مدنظر دارند و تا به آن نرسند، دست از این تجمعها و راهپیماییها برنمیدارند. در واقع یک نمایش اقتدار ملی در حال وقوع است و زمانی که از اقتدار ملی سخن میگوییم، یعنی صرفنظر از گروهها و اصناف، با یک ملت روبهرو هستیم. هدف این است که به دنیا نشان دهیم یکپارچه و واحد هستیم، آن هم با انواع و اقسام سلیقهها که نکته بسیار مهمی است. در ابتدا رسانههای بیگانه مدعی بودند که این تجمعات امری گذرا و ناشی از هیجانات مربوط به شهادت رهبر است، اما با گذشت زمان مشخص شد که این یک موج زودگذر نیست. این حرکت از یک الگوی رفتاری به یک «فرهنگ زیسته» تبدیل شده است؛ همان چیزی که دشمن از آن هراس دارد. دشمن از موجهای هیجانی نمیترسد، بلکه از تبدیل شدن پایداری، استقامت و حضور در میدان به سبک زندگی و فرهنگ زیسته ملت واهمه دارد و همین مسئله آنها را مأیوس میکند. در این تجمعات عناصری وجود دارد که آن را متمایز میکند؛ نخست، حضور افراد با سلیقهها، تیپها و اصناف مختلف از زنان و مردان است که گستردگی آن نسبت به مراسمهای سالیان قبل همچون ۲۲ بهمن و روز قدس، بیسابقه است. عنصر بعدی، حضور خانوادگی و حتی فامیلی است؛ به طوری که گروههای فامیلی پرجمعیت (ده تا پانزده نفره) با هم در این تجمعات شرکت میکنند که فراتر از نهاد خانواده هستهای است. نکته دیگر، برافراشته شدن نمادها، به ویژه پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران با آرم «الله» است که به نمادی همگانی تبدیل شده و حتی فروش آن نسبت به دهههای گذشته رشد چشمگیری داشته است.
همچنین وجود موکبها و خدماترسانیهای متنوع، از پذیرایی گرفته تا خدمات فرهنگی و علمی (نظیر موکبهای آموزشی برای دانشآموزانی که کلاس حضوری ندارند)، از دیگر ویژگیهای این حرکت است.
کنار هم قرار گرفتن این عناصر، این تجمعات را بیبدیل کرده است؛ چرا که دارای هدفی کلان و مثبت بوده و در حال تبدیل شدن به یک تجربه زیسته است.
رابطه میان فرد و اجتماع یک رابطه دوطرفه است که در آن فرد بر جامعه و جامعه بر فرد تأثیر میگذارد؛ این تعامل در تجمعات نیز به وضوح میان افراد و حرکت جمعی دیده میشود.
علاوه بر تأثیرات احتمالی بر روابط خانوادگی، اولین نکته حائز اهمیت در این پدیده، حاصل شدن«احساس تعلق و همبستگی» است.
بر اساس سلسلهمراتب نیازهای انسانی، همه ما نیازی فطری به احساس تعلق و پیوند با یک جمع داریم که باید به نحوی تامین شود.
تجمعات شبانه با پذیرش فرد در یک گروه بزرگ، این نیاز فطری را پاسخ میدهند و با دور کردن فرد از تنشهای روانشناختی و انزوا، به او احساس نیرومندی میبخشند.
حضور در سیل جمعیت، احساس تعلق و همبستگی را در افراد تقویت میکند و باعث میشود فرد در کنار ایفای نقش اجتماعی و اثرگذاری در سطح جهانی، یکی از نیازهای اساسی وجود خود را نیز برآورده نماید.
مبحث دیگر «احساس عاملیت» است که در نظریههای روانشناسی بر اهمیت آن تأکید شده است؛ به این معنا که انسانها تمایل دارند سرنوشت خود را خودشان رقم بزنند.
افرادی که احساس کنند سرنوشتشان در دست دیگران است، دچار تنشهای شدید روانشناختی میشوند.
حضور در تجمعات شبانه به افراد این حس را منتقل میکند که در تعیین سرنوشت کشور و اجتماع خود اثرگذار هستند.
این مشارکت، حتی بسیار فراتر از مقولهای مانند انتخابات است، چرا که در اینجا بحث موجودیت نظام و کشور در میان است.
وقتی افراد در این حرکتها شرکت میکنند، احساس میکنند برای کشورشان قدم برداشته و در سرنوشت آن سهیم شدهاند.
همین حس مفید بودن و عاملیت است که باعث میشود افراد پس از بازگشت از تجمعات، علیرغم خستگی جسمی، احساس خوشایند و انرژی مضاعفی داشته باشند.
بنا بر تحلیلهای ارائه شده، حضور مردم در خیابانها به اندازه حضور در میدانهای نظامی و پای لانچرها در دفع تهدیدات و حفظ ثبات نظام تأثیرگذار است.
این حضور در واقع تجلی احساس عاملیت و قدرت ملی است. در کنار این موارد، باید به موضوع هویت نیز توجه داشت؛ ما با چهار نوع هویت فردی، خانوادگی، ملی و دینی مواجه هستیم.
تجمعات شبانه دو هویت «ملی» و «دینی و انقلابی» را در کنار هم رقم میزنند.
از آنجا که مبنا و هدف انقلاب اسلامی، تعالی دین و کلمه الله بوده است، هویت انقلابی از هویت دینی جدا نیست.
شرکت در این تجمعات باعث ترکیب و یکپارچگی هویت دینی و ملی در فرد شده و این دو را ارتقا میدهد.
تجمعات شبانه باطل السحر کید دشمن و هیاهوهای مجازی ،سرمایه اجتماعی و نیروی اعجابانگیز و پرتوان مردمِ این سرزمین در دفاع از ایرانی که دوستش داریم، می باشد.
از یاد نبریم زمانی که شور میدان با انضباط اخلاقی همراه شود، اثرات مثبت آن سالها در جامعه ماندگار خواهد ماند و جبهه انقلاب را در برابر هر تهاجم بیرونی، از درون مستحکم میسازد.
احساسات و عواطف، زمانی به نیروی تمدنساز تبدیل میشوند که حول محور ولایت سامان یابند، بیعت قلبی و آگاهانه با رهبری انقلاب، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، تجمعات را از شور موقت به حرکتی هدفمند و پایدار بدل میکند.
این پیوند معنوی با رهبری، خود منبع آرامش و قوت در برابر تلاطمهای ناشی از شرایط جنگی است و روح استقامت را در جامعه زنده نگه میدارد.





